امروز جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، میلگرد A3 سایز ۱۰ آریان فولاد درب کارخانه ۷۰٬۴۵۰ تومان بر کیلوگرم قیمت خورده است. با نرخ دلار آزاد ۱۹۳٬۱۱۵ تومان در فید قیمت سهمینو، این یعنی حدود ۳۶۵ دلار بر تن. در همان مقطع، میلگرد در چین حدود ۴۶۰ تا ۴۸۰ دلار، در آلمان حدود ۷۴۰ تا ۸۰۰ دلار و در آمریکا حدود ۱٬۰۱۱ دلار بر تن معامله میشود.
یعنی ایران میلگرد را ارزانتر از چین میفروشد. این جمله بهنظر یک پیروزی صنعتی میآید. نیست. این گزارش نشان میدهد چرا این ارزانی محصول بهرهوری نیست، از کجا تأمین مالی میشود، و چرا همزمان که فولاد ایران آنقدر بزرگ است که غیبتش قیمت میلگرد آلمان را بالا میبرد، سهامدار ایرانی ۱۴۶ روز است نمیتواند سهم فولاد مبارکه را معامله کند. این تحلیل توصیهٔ خرید یا فروش نیست.
عددی که ماجرا را شروع میکند
تصویر مقایسهای قیمت میلگرد در بازارهای مختلف، جای ایران را در پایینترین پلهٔ جدول نشان میدهد:
| بازار | میلگرد (دلار بر تن) |
| ایران (۲ مرداد ۱۴۰۵) | حدود ۳۶۰ تا ۳۶۵ |
| چین | ۴۶۰ تا ۴۸۰ |
| هند | حدود ۵۰۹ |
| تایوان | ۵۹۴ تا ۷۳۷ |
| آلمان | ۷۴۰ تا ۸۰۰ |
| برزیل | ۹۰۷ تا ۹۴۲ |
| آمریکا | حدود ۱٬۰۱۱ |
و همین الگو در سیمان هم تکرار میشود. سیمان پرتلند تیپ ۲ فلهٔ سیمان تهران این هفته ۴٬۰۱۴٬۰۰۰ تومان بر تن است؛ یعنی حدود ۲۱ دلار بر تن. در برابر، سیمان در چین حدود ۵۴، در آمریکا حدود ۹۶، در بریتانیا حدود ۱۴۰ و در آلمان حدود ۲۵۰ دلار بر تن گزارش شده است.
دو تذکر روششناختی که باید صادقانه ثبت شود. نخست، تبدیلهای دلاری بالا محاسبهٔ سهمینو بر پایهٔ نرخ آزاد امروز است؛ اگر مبنا را نرخ حوالهٔ مرکز مبادله (۱۵۱٬۳۶۸ تومان) بگذاریم، ارقام ایرانی حدود ۲۸ درصد بالاتر میروند و میلگرد ایران به حدود ۴۶۵ دلار میرسد، یعنی همتراز چین. کدام نرخ درست است؟ برای صادرکنندهای که ارزش را به دلار میفروشد و هزینه را به تومان میپردازد، واقعیت جایی میان این دو است. دوم، قیمتهای جهانی از گزارشهای مؤسسات قیمتگذاری برای فصل نخست و ماههای میانی ۲۰۲۶ است و مقاطع دقیقاً منطبق نیستند. جهتگیری تصویر تغییر نمیکند، اما ارقام را باید تقریبی خواند.
چرا اینقدر ارزان است؟ پاسخ در کوره است
فولاد ایران عمدتاً با کورهٔ قوس الکتریکی تولید میشود، نه کورهٔ بلند. علتش هم صریح گزارش شده است: به دلیل دریافت گاز و برق ارزان، واحدهای فولادسازی کشور به سمت کورههای الکتریکی رفتند و حدود ۸۰ درصد فولاد کشور از این مسیر تولید میشود. این یک انتخاب فنی خنثی نیست؛ یک پاسخ اقتصادی به سیگنال قیمت است. وقتی انرژی ارزان است، صنعت انرژیبر میسازید.
نتیجهٔ این انتخاب در آمار دیده میشود: ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۷ میلیون تن آهن اسفنجی تولید کرد؛ چیزی نزدیک به یکچهارم کل عرضهٔ جهانی. آهن اسفنجی خوراک همان کورههای الکتریکی است و تولیدش شدیداً به گاز وابسته است. به بیان ساده، ایران گاز ارزان را به آهن اسفنجی تبدیل میکند، آهن اسفنجی را با برق ارزان به شمش، و شمش را صادر میکند.
اینجاست که عبارت «صادرات یارانهٔ انرژی» دقیق میشود. یارانه فقط در باک بنزین نمیسوزد؛ در کوره ذوب میشود و با کشتی از کشور خارج میشود. تفاوت مهم این است که یارانهٔ بنزین دستکم به مصرفکنندهٔ داخلی میرسد، اما این بخش، در قالب تخفیف قیمتی، به خریدار خارجی منتقل میشود.
چقدر بزرگ؟ بهاندازهای که آلمان حسش کند
ابعاد این صنعت معمولاً دستکم گرفته میشود:
- تولید فولاد خام ژانویه ۲۰۲۶: ۲٫۶ میلیون تن، رشد ۱۵٫۱ درصدی نسبت به سال قبل (انجمن جهانی فولاد)
- تولید سالانهٔ محصولات فولادی: بیش از ۲۲ میلیون تن (حدود ۱۲٫۷ میلیون تن مقاطع طویل و ۹٫۵ میلیون تن ورق)
- تولید سالانهٔ گندلهٔ سنگآهن: بیش از ۶۲ میلیون تن
- صادرات: حدود ۴ میلیون تن فولاد نهایی و ۷ تا ۸ میلیون تن محصولات نیمهساخته در سال، معادل حدود ۱۱ درصد تجارت جهانی فولاد نیمهساخته (برآورد وودمکنزی)
آزمون واقعی این ادعا در اسفند ۱۴۰۴ اتفاق افتاد. با آغاز عملیات نظامی در ۹ اسفند (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) و فلجشدن عملی بنادر، این عرضه از بازار جهانی حذف شد. لویدز لیست اینتلیجنس افت ۸۶ درصدی تردد در تنگهٔ هرمز را در روزهای بلافاصله پس از شروع درگیری گزارش کرد.
واکنش بازار جهانی فوری بود. شاخص قیمت میلگرد در آلمان در فصل نخست ۲۰۲۶ حدود ۶ درصد نسبت به فصل قبل بالا رفت و کارخانههای اروپایی برای سفارشهای جدید تا ۳۰ درصد اضافهبها اعمال کردند. فعالان بازار در هند و چین هم نسبت به تنگترشدن عرضه و فشار صعودی قیمت در نیمهٔ دوم ۲۰۲۶ هشدار دادند.
این مهمترین گزارهٔ این تحلیل است و منطقش وارونه اما محکم است: اثبات اینکه فولاد ارزان ایران داشت قیمت جهانی را پایین نگه میداشت، همان لحظهای بود که قطع شد و قیمتها بالا رفت. خریدار عمانی که در یک سال منتهی به ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ بیش از ۴۱۸ هزار تن شمش ایرانی خرید، صرفاً از یک فروشندهٔ ارزان خرید نمیکرد؛ داشت سهمی از یارانهٔ انرژی ایران را میخرید.
و در خانه: کارخانهای که برق ندارد و نمادی که باز نمیشود
حالا سمت دیگر معادله. همین صنعتی که یکچهارم آهن اسفنجی جهان را میسازد، در داخل با اینها روبهروست.
قطعی برق و محدودیت گاز. پهنههایی مانند سنگان که حدود یکسوم خوراک زنجیرهٔ فولاد کشور را تأمین میکنند، همزمان با ثبات چندسالهٔ قیمت سنگآهن، جهش چندبرابری هزینهها، قطعی برق و محدودیت گاز دستوپنجه نرم میکنند. برآوردهای قدیمیتر هزینهٔ قطعی برق برای صنعت فولاد را روزانه ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان تخمین زده بودند؛ این ارقام مربوط به سالهای پیش است و باید بهروز شود، اما جهت مشکل تغییر نکرده است. سهمینو پیشتر فلجشدن تولید فولاد مبارکه و خوزستان را زیر فشار جنگ و بحران برق گزارش کرده بود.
در همین قاب، خبر تازه معنا پیدا میکند: به دستور رئیسجمهور و با هدف جلوگیری از توقف تولید و حفظ اشتغال، قرار شده برق صنایع در مرداد و شهریور قطع نشود. این یک تنفس دوماهه است، نه حل ناترازی.
و مهمتر از همه برای سهامدار: نماد بسته. بر پایهٔ دادهٔ رسمی سامانهٔ معاملات که سهمینو امروز مستقیماً استعلام کرد:
| نماد | وضعیت | آخرین روز معاملاتی | آخرین قیمت پایانی |
| فولاد (فولاد مبارکه اصفهان) | ممنوعمتوقف | ۹ اسفند ۱۴۰۴ | ۲٬۶۰۴ ریال |
| فخوز (فولاد خوزستان) | ممنوعمتوقف | ۹ اسفند ۱۴۰۴ | ۲٬۰۱۲ ریال |
هر دو نماد از ۹ اسفند ۱۴۰۴، یعنی همان روز آغاز عملیات، متوقفاند. تا امروز ۲ مرداد ۱۴۰۵ این توقف حدود ۱۴۶ روز طول کشیده است. سهمینو پیشتر در گزارش ۴۲ نماد آسیبدیده از جنگ نوشته بود این نمادها حدود ۳۵ درصد ارزش بازار بورس تهران را میسازند و قرار بود تا ۳۱ تیر بسته بمانند. آن مهلت گذشت و بر پایهٔ آخرین دادهٔ در دسترس، نمادها همچنان بازگشایی نشدهاند.
معنای عملی برای سهامدار: قیمت ۲٬۶۰۴ ریالی فولاد یک عدد منجمد از اسفند است، نه ارزش امروز. در این ۱۴۶ روز دلار از حدود ۱۰۰ هزار تومان به بیش از ۱۹۳ هزار تومان رفته و تورم انباشته شده است. اینکه بازگشایی این نمادها با چه قیمتی و چه حجم عرضهای همراه شود، یکی از بزرگترین متغیرهای پیش روی بورس تهران است.
جمعبندی: سه جمله که کنار هم عجیب میشوند
۱. ایران حدود یکچهارم آهن اسفنجی جهان و نزدیک ۱۱ درصد تجارت فولاد نیمهساخته را تأمین میکند و ارزانترین میلگرد جهان را میفروشد.
۲. این ارزانی نه از بهرهوری، که عمدتاً از انرژی یارانهای و ریال تضعیفشده میآید؛ یعنی بخشی از یارانهٔ انرژی ایران به خریدار خارجی منتقل میشود.
۳. همزمان، کارخانههای همین صنعت با قطعی برق کار میکنند و سهامدارانش ۱۴۶ روز است نمیتوانند سهمشان را معامله کنند.
هیچیک از این سه جمله بهتنهایی خبر تازهای نیست. کنار هم گذاشتنشان اما یک پرسش سیاستی جدی میسازد: آیا صادرات محصول انرژیبر با انرژی یارانهای، در کشوری که خودش ناترازی برق و گاز دارد، تخصیص بهینهٔ منابع است؟ این پرسش پاسخ سادهٔ بله یا خیر ندارد. طرف مقابل استدلال میکند این صنعت اشتغالآفرین است، ارزآور است و زنجیرهٔ ارزش داخلی ساخته است؛ و این استدلال بیپایه نیست. اما بحث بدون عدد گفتن، بحث نیست. جمعبندی صادقانه یک جمله است: ایران ارزانترین میلگرد جهان را میسازد، اما بهای این ارزانی را انرژی یارانهای و سهامدارِ در انتظار میپردازند، نه بهرهوری. این تحلیل توصیهٔ خرید یا فروش نیست و صرفاً چارچوبی برای دیدن این صنعت از یک زاویهٔ کمتر گفتهشده است.
چه چیزی را رصد کنیم
- بازگشایی نمادهای فولاد و فخوز: تاریخ، قیمت کشفشده و حجم عرضه. مهمترین رویداد پیش روی گروه فلزات.
- وضعیت برق صنایع پس از پایان مهلت دوماههٔ مرداد و شهریور.
- نرخ خوراک گاز صنایع و هر بازنگری در تعرفهٔ برق صنعتی؛ اینها مستقیماً حاشیهٔ سود را جابهجا میکنند.
- روند بازگشت صادرات از بنادر و آمار تردد تنگهٔ هرمز.
- قیمت جهانی میلگرد و شمش، بهویژه در چین و ترکیه که رقبای مستقیم صادراتیاند.
- قیمتهای روزانهٔ داخلی در صفحهٔ فولاد سهمینو و رویدادهای تقویم سهمینو.