یکی از قدیمیترین قاعدههای تحلیل تکنیکال این است که وقتی خط مکدی از خط سیگنال به پایین عبور کرد، وقت فروش است. سهمینو از مدتی پیش هر شب الگوهایی از این دست را در کل تابلوی بورس تهران به شکل «ادعا» ثبت میکند: هر ادعا یک سطح هدف دارد و یک سطحی که اگر لمس شود ادعا رد شده است، و شبهای بعد هر ادعایی که پاسخ داده باشد تسویه میشود. تا چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، این دفتر برای همان قاعدهٔ مشهور عددی دارد که با تصور رایج نمیخواند: در آبوهوای «صعودی و کمنوسان»، از ۱۸۹ ادعای نزولیِ تقاطع مکدی که تسویه شدهاند تنها ۱۰ تا به هدف رسیدهاند، یعنی ۵٫۳ درصد.
پیشزمینه
قاعدهای که این عدد آن را میسنجد، ادعای ما نیست و از منبع درسی خودش نقل میشود. مدخل «مکدی» در اینوستوپدیا، که روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ خوانده شد، مینویسد معاملهگران ممکن است وقتی خط مکدی از خط سیگنال بالا میزند بخرند و وقتی به زیر آن میرود بفروشند یا فروش استقراضی بگیرند. همان مدخل یادآوری میکند که این شاخص را گرالد اپل در دههٔ ۱۹۷۰ ساخته است و خودش هم هشدار میدهد که واگرایی میانگین متحرک «شمار زیادی خطای مثبت» تولید میکند. پس بحث بر سر این نیست که کسی چیز عجیبی ادعا کرده باشد؛ بحث بر سر این است که در بازار مشخصی، در بازهٔ مشخصی، این قاعده چند بار درست از آب درآمده است.
بازهٔ این کارنامه همزمان است با یکی از پرشتابترین دورههای تاریخ تابلوی تهران. بر پایهٔ سریهای ثبتشدهٔ خودمان، شاخص کل بورس تهران که ۱ شهریور ۱۴۰۵ روی ۶٬۰۶۹٬۸۸۸ واحد بسته بود، چهارشنبه ۲۵ شهریور روی ۷٬۵۵۷٬۶۴۲ واحد بست (ثبت ساعت ۱۳:۲۴ همان روز)، یعنی ۲۴٫۵ درصد بالاتر در کمتر از یک ماه. همان روز شاخص کل فرابورس روی ۵۸٬۱۹۳ واحد و شاخص هموزن روی ۲٬۰۱۶٬۱۷۳ واحد بسته شد. این «آبوهوا» دقیقاً همان چیزی است که هر ادعا زیر آن بایگانی میشود، و در ادامه معلوم میشود چرا این بایگانیکردن مهمترین بخش ماجراست.
عددها
کارنامه فقط ادعاهایی را میشمارد که تسویه شدهاند: یا اول به هدف خوردهاند، یا اول به سطحی خوردهاند که ردشان میکند، یا جلسههایشان تمام شده است. خانههایی که کمتر از ۳۰ ادعای تسویهشده دارند اصلاً نرخ منتشر نمیکنند، چون صادقانهترین جملهٔ ممکن دربارهٔ آنها این است که هنوز به اندازهٔ کافی تسویه نشدهاند. آنچه در ادامه میآید، فقط خانههای بالای این کف است، همه با تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵.
در آبوهوای صعودی و کمنوسان، ادعاهای صعودی روی هم ۱٬۶۸۸ تسویه دارند که ۱٬۴۸۱ تای آنها به هدف رسیده است: ۸۷٫۷ درصد. ادعاهای نزولی در همان آبوهوا ۷۲۱ تسویه دارند و ۱۱۱ برخورد: ۱۵٫۴ درصد. این دو عدد روی هم ۲٬۴۰۹ ادعای تسویهشدهاند.
نکته اینجاست که این شکاف استثنا ندارد. هر هفت آشکارسازِ صعودیِ بالای کف، نرخی میان ۶۸٫۱ تا ۱۰۰ درصد دارند: چرخش جریان ۹۰٫۳ درصد از ۶۰۱ تسویه، شکست محدوده ۸۷٫۲ درصد از ۵۶۹، تقاطع صعودی مکدی ۹۱ درصد از ۱۵۶، چرخش صنعت ۹۸٫۷ درصد از ۷۸، جابهجایی نقدشوندگی ۸۶٫۱ درصد از ۱۰۸، فشار خبری ۱۰۰ درصد از ۳۲، و روند دارایی ۶۸٫۱ درصد از ۱۴۴. در مقابل، هر پنج آشکارساز نزولی میان صفر تا ۲۹٫۱ درصد ایستادهاند: چرخش صنعت نزولی صفر از ۳۱ تسویه، تقاطع نزولی مکدی ۵٫۳ درصد از ۱۸۹، چرخش جریان نزولی ۱۸٫۲ درصد از ۱۵۴، بازگشت مومنتوم ۱۹٫۵ درصد از ۲۹۲، و روند نزولی دارایی ۲۹٫۱ درصد از ۵۵.
دو خانهٔ مکدی را کنار هم بگذارید: همان آشکارساز، همان آبوهوا، فقط جهت ادعا فرق میکند. رو به بالا ۹۱ درصد، رو به پایین ۵٫۳ درصد.
محرکها
توضیح سادهترین توضیح است: در بازهٔ این کارنامه، آنچه بیشتر از هر آشکارسازی کار میکرد خودِ بازار بود. وقتی تابلو در کمتر از یک ماه ۲۴٫۵ درصد بالا میرود، هر ادعایی که هدفش بالاتر از قیمت روز باشد شانس بالایی برای برخورد دارد و هر ادعایی که هدفش پایینتر باشد شانس کمی. یعنی آن ۵٫۳ درصد در وهلهٔ اول چیزی دربارهٔ مکدی نمیگوید؛ چیزی دربارهٔ جهت ادعا در یک بازار صعودی میگوید. تفاوت ۹۱ درصد و ۵٫۳ درصد میان دو خانهٔ یک آشکارساز، دقیقاً همان چیزی است که این ادعا را قابل اندازهگیری میکند: اگر ابزار خودش کار میکرد، هر دو جهتش باید کار میکرد.
و درست به همین دلیل است که این جدول آبوهوا را جدا نگه میدارد. یک آشکارساز را در دو هوای متفاوت ببینید: «روند دارایی» رو به بالا در هوای صعودی و کمنوسان ۶۸٫۱ درصد از ۱۴۴ تسویه به هدف رسیده، و همان آشکارساز رو به بالا در هوای نزولی و پرنوسان ۱۷٫۱ درصد از ۸۲ تسویه. اگر این دو را روی هم میانگین بگیرید به عددی میرسید که هیچکدام از دو واقعیت را نشان نمیدهد. قاعدهٔ سرانگشتی «فلان الگو فلانقدر درصد جواب میدهد» دقیقاً از همین میانگینگرفتن میآید.
چشمانداز
این کارنامه یک دفتر گذشته است، نه پیشبینی. هیچ ادعایی در آن پس از وقوع ساخته نشده و هر ادعا پیش از تسویه ثبت شده است، اما هر چه در آن هست دربارهٔ چیزی است که قبلاً پاسخ داده. اگر آبوهوای بازار عوض شود، انتظار درست این است که همین خانهها عوض شوند، و خانههای هوای نزولی و پرنوسان که امروز نمونهٔ کمی دارند کمکم پر شوند. هیچکدام از عددهای بالا نمیگوید سهمی بالا یا پایین میرود و نباید اینطور خوانده شود.
جمعبندی
در کارنامهٔ خودمان تا ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، تقاطع نزولی مکدی در بازار صعودی و کمنوسان از ۱۸۹ ادعای تسویهشده فقط ۱۰ برخورد داشته است. مهم این است که این ضعف مخصوص مکدی نیست: هر پنج خانوادهٔ نزولی با هم زیر ۳۰ درصد ماندند و هر هفت خانوادهٔ صعودی با هم بالای ۶۸ درصد، و همین همزمانی نشان میدهد آنچه اندازه گرفته شده جهت بازار بوده است نه هوش ابزار. اگر قرار باشد یک چیز از این گزارش بماند، همین است: سیگنال را بدون آبوهوایش نخوانید. خواندن ما این است که سهم ادعاهای نزولیِ بههدفرسیده زیر ۳۰ درصد میماند، تا وقتی آبوهوای ثبتشدهٔ بازار صعودی و کمنوسان بماند، با افق تا پایان مهر ۱۴۰۵؛ و اگر این سهم پیش از پایان مهر از ۳۰ درصد عبور کند، این خواندن رد شده است.
چه چیزی را رصد کنیم
- پرشدن خانههای هوای نزولی و پرنوسان: امروز فقط دو خانه در آن هوا بالای کف ۳۰ تسویهاند.
- خانههایی که هنوز نرخ ندارند، از جمله تقاطع میانگین متحرک و واکنش به صورت مالی، که هر کدام کمتر از ۳۰ تسویه دارند.
- فاصلهٔ شاخص کل و شاخص هموزن، که ۲۵ شهریور در یک روز خلاف هم حرکت کردند و سنجهٔ سادهٔ همان آبوهواست. آخرین نرخها در صفحهٔ قیمتهای سهمینو بهروز میشود.
- سابقهٔ نمادهایی که پس از توقف طولانی باز میشوند، مثل نماد فولاد پس از ۱۰۳ جلسه توقف، که ادعاهای تابلو برایشان دیرتر تسویه میشود.
- سمت خریدار و فروشنده در جلسههای پیاپی، که در نبض بازار چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ دنبال میشود.