مجمع عمومی عادی سالیانهٔ گروه سرمایهگذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران (نماد: سمگا) صبح چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ برگزار شد و پرداخت ۳۰۰ ریال سود نقدی به ازای هر سهم را تصویب کرد. سود هر سهم همین نماد روی تابلو ۱٬۰۰۲ ریال است. یعنی از هر ۱٬۰۰۲ ریال سودی که شرکت در آن سال ساخته، ۳۰۰ ریال به سهامدار میرسد و بقیه در شرکت میماند.
این فاصله، هستهٔ یکی از پرتکرارترین سوءتفاهمهای فصل مجامع است: عدد سود تقسیمی طوری خوانده میشود که انگار پولی اضافه بر سرمایهگذاری به سهامدار میرسد. حقیقت حسابداری سادهتر و مهمتر است.
پیشزمینه
سود تقسیمی از جیب کسی به سهامدار نمیرسد؛ از دارایی خودِ شرکت خارج میشود. تا پیش از مجمع، آن وجه نقد داخل ترازنامه است و در ارزش سهم لحاظ شده؛ پس از تصویب مجمع، از شرکت بیرون میرود و به حساب سهامدار میآید. به همین دلیل در بازگشایی پس از مجمع، قیمت مرجع سهم به اندازهٔ سود تقسیمی کاهش مییابد. ثروت سهامدار در همان لحظه تغییری نمیکند؛ فقط بخشی از آن از «قیمت سهم» به «وجه نقد» منتقل شده است.
آنچه روی تابلو دیده میشود، برایند همین تعدیل و قضاوت تازهٔ بازار دربارهٔ صورتهای مالی است. در مورد سمگا، معاملات نماد از ۳۰ تیر تا ۴ مرداد ۱۴۰۵ برای مجمع متوقف بود؛ آخرین قیمت پیش از توقف ۲٬۹۱۰ ریال و نخستین قیمت پس از بازگشایی در ۵ مرداد ۱۴۰۵ برابر ۲٬۹۹۷ ریال ثبت شد. یعنی تعدیل بابت سود نقدی رخ داده، اما ارزیابی مثبت بازار از کارنامهٔ شرکت آن را پوشانده است. سهامداری که فقط عدد تابلو را میبیند، هیچوقت این دو نیرو را از هم جدا نمیکند.
اعداد
ارقام سمگا بر پایهٔ صورتهای مالی بررسیشده در مجمع و تابلوی معاملاتی سهمینو در چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ (ساعت ۱۳:۲۰) به شرح زیر است:
| سنجه | مقدار | تاریخ |
| سود نقدی مصوب هر سهم | ۳۰۰ ریال | مجمع ۳۱ تیر ۱۴۰۵ |
| سود هر سهم (EPS) | ۱٬۰۰۲ ریال | ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ |
| قیمت هر سهم | ۲٬۹۴۷ ریال | ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ |
| نسبت قیمت به درآمد | ۲٫۹ | ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ |
| سود خالص شرکت اصلی | ۲۵٬۰۵۶ میلیارد ریال | سال مالی ۱۴۰۴ |
| سود خالص تلفیقی | ۳۱٬۵۶۱ میلیارد ریال | سال مالی ۱۴۰۴ |
از دل همین اعداد سه نسبت بیرون میآید. بازده نقدی یعنی سود تقسیمی تقسیم بر قیمت سهم: ۳۰۰ تقسیم بر ۲٬۹۴۷ برابر ۱۰٫۲ درصد. نسبت تقسیم سود یعنی سود تقسیمی تقسیم بر سود هر سهم: ۳۰۰ تقسیم بر ۱٬۰۰۲ برابر ۲۹٫۹ درصد. و بازده سود یعنی کل سود هر سهم تقسیم بر قیمت: ۱٬۰۰۲ تقسیم بر ۲٬۹۴۷ برابر ۳۴ درصد، که همان وارونهٔ نسبت قیمت به درآمد ۲٫۹ است.
پس شرکتی که بازده سود ۳۴ درصدی میسازد، بازده نقدیِ ۱۰٫۲ درصدی به سهامدار میدهد. تفاوت این دو عدد گم نشده است: حدود ۷۰ درصد سود در شرکت مانده. اینکه این ماندن خوب است یا بد، به این بستگی دارد که شرکت با آن چه میکند، نه به اینکه عدد سود تقسیمی چقدر بزرگ به نظر میرسد.
محرکها
نکتهٔ اول، معنای نسبت تقسیم سود در اقتصاد تورمی است. شرکتی که تقریباً تمام سودش را تقسیم میکند، منبعی برای جایگزینی ماشینآلات و توسعهٔ ظرفیت نگه نمیدارد. وقتی تورم نقطهبهنقطهٔ تیر ۱۴۰۵ روی ۸۷٫۹ درصد ایستاده (مرکز آمار ایران)، هزینهٔ جایگزینی همان خط تولیدِ فرسوده سال بعد بهمراتب بالاتر است. سودی که امروز نقد و تقسیم میشود، از توان تولید فردا کم میکند. این همان دلیلی است که خواندن نسبتهای سودآوری با عینک تورم را در بورس تهران ضروری میکند.
نکتهٔ دوم، که تقریباً هیچجا گفته نمیشود، فاصلهٔ زمانی میان تصویب و پرداخت است. سود مصوب مجمع در همان روز به حساب کسی نمینشیند؛ شرکتها زمانبندی چندمرحلهای اعلام میکنند و گروههای مختلف سهامداری در فاصلههای طولانی سود میگیرند. دو نمونهٔ دقیق و تاریخدار از همین امسال:
حالا همان تورم را روی این فاصله بگذارید. با نرخ نقطهبهنقطهٔ ۸۷٫۹ درصد، محاسبهٔ سهمینو نشان میدهد قدرت خرید یک مبلغ ثابت در ۷۷ روز حدود ۱۲٫۵ درصد و در ۶۳ روز حدود ۱۰٫۳ درصد آب میرود. سهامداری که در گروه آخر جدول است، عددی روی کاغذ دریافت میکند که با عدد گروه اول یکی است، اما با آن کمتر میتواند بخرد. این هزینه در هیچ صورت مالی و هیچ اطلاعیهای ثبت نمیشود.
کنار هم گذاشتن این دو نکته، عدد بازده نقدی را در جای درست خودش مینشاند: بازده نقدی ۱۰٫۲ درصدی سمگا در برابر تورمی که نزدیک ۸۸ درصد است، بهتنهایی قدرت خرید را حفظ نمیکند. آنچه سرنوشت سهامدار را تعیین میکند بازده کل است، یعنی تغییر قیمت سهم بهعلاوهٔ سود نقدی، نه هیچکدام از این دو بهتنهایی.
چشمانداز
تحلیلگران بازار سرمایه معمولاً بازده نقدی را نه بهعنوان یک سنجهٔ مستقل، بلکه در کنار نسبت تقسیم سود و کیفیت سود میخوانند؛ به گفتهٔ همین تحلیلگران، بازده نقدی بالا در شرکتی که سودش را نقد نمیکند یا ذخایر توسعه ندارد، لزوماً نشانهٔ جذابیت نیست. در بورس تهران، شرکتهای سرمایهگذاری و هلدینگها معمولاً نسبت تقسیم متفاوتی با شرکتهای تولیدی دارند، و بانکها بهدلیل الزامات کفایت سرمایه سهم کمتری از سود را تقسیم میکنند. مقایسهٔ بازده نقدی دو شرکت از دو صنعت، بدون توجه به این تفاوتها، مقایسهٔ گمراهکنندهای است.
در پسزمینه، بازار سهام روزهای پرشتابی را میگذراند: در نبض بازار ظهر چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ شاخص کل ۲٫۴۴ درصد بالا رفت و از ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار واحد گذشت. در چنین فضایی، تغییر قیمت سهم بهسادگی چند برابر کل سود نقدی سال میشود و همین، نسبت اهمیت این دو جزء را روشن میکند.
جمعبندی
سود تقسیمی پول اضافه نیست؛ انتقال بخشی از ثروت سهامدار از قیمت سهم به وجه نقد است. سمگا از هر ۱٬۰۰۲ ریال سود، ۳۰۰ ریال تقسیم کرده و بازده نقدی ۱۰٫۲ درصدی ساخته، در حالی که بازده سود همان سهم ۳۴ درصد است. اگر فقط یک چیز از این گزارش بماند، این باشد: عدد بزرگ سود تقسیمی بهتنهایی نه بازده بهتر را ثابت میکند و نه ارزندگی سهم را؛ باید آن را کنار نسبت تقسیم سود، کیفیت سود و تاریخ واقعی پرداخت گذاشت.
چه چیزی را رصد کنیم
سه چیز در هفتههای پیش رو قابل پیگیری است: انتشار اطلاعیهٔ زمانبندی پرداخت سود سمگا در کدال و اینکه گروه آخر سهامداران چه تاریخی میگیرند؛ نسبت تقسیم سود سایر شرکتهای در حال برگزاری مجمع در مرداد و شهریور ۱۴۰۵، که نشان میدهد بنگاهها در این تورم چقدر منابع نگه میدارند؛ و گزارش تورم مرداد ۱۴۰۵ مرکز آمار ایران که مبنای محاسبهٔ فرسایش ارزش سودهای پرداختنشده را بهروز میکند. قیمت لحظهای نماد را میتوانید در صفحهٔ قیمت سمگا دنبال کنید.