پرش به محتوای اصلی
سهمینو
بازگشت به آموزش
آموزشیارز

بازار ارز ایران: چرا چند نرخ داریم؟

در این درس یاد می‌گیرید چرا در ایران یک دلار چند قیمت دارد: نرخ آزاد، نرخ مرکز مبادله و نرخ ترجیحی را از هم جدا می‌کنیم، می‌گوییم هر نرخ برای چه کسی است، و با یک مثال عددیِ فرضی و ارقام واقعیِ تاریخ‌دار می‌بینیم فاصلهٔ این نرخ‌ها چه معنایی دارد.

تحریریهٔ سهمینو۲۲ تیر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه

ویدیوی مرتبط

تماشا درسهمینو
تماشای کامل ویدیو

در این درس چه یاد می‌گیرید

شاید شنیده باشید که «امروز دلار فلان‌قدر شد»، اما همان روز در خبری دیگر عددی کاملاً متفاوت برای دلار گفته شده باشد. این تناقضِ ظاهری یک دلیل ساده دارد: در ایران یک دلار، یک قیمت ندارد؛ چند نرخِ رسمی و غیررسمی در کنار هم وجود دارد. در این درس سه نرخ اصلی، یعنی نرخ آزاد، نرخ مرکز مبادله و نرخ ترجیحی را از هم جدا می‌کنیم، می‌گوییم هر نرخ برای چه کسی و چه کاری است، چرا اصلاً چنین نظام چندنرخی شکل گرفته، و با یک مثال عددیِ فرضی و چند رقم واقعیِ تاریخ‌دار می‌بینیم فاصلهٔ میان این نرخ‌ها چه معنایی دارد. هیچ دانش قبلی لازم نیست؛ هر اصطلاح را همان جا که به کار می‌رود تعریف می‌کنیم.

تعریف‌ها

ارز (Foreign Currency) به پول کشورهای دیگر مثل دلار آمریکا، یورو و درهم امارات گفته می‌شود. نرخ ارز (Exchange Rate) یعنی اینکه برای خرید یک واحد ارز خارجی (مثلاً یک دلار) چند واحد پول ملی (تومان) باید بپردازید.

بازار چندنرخی (Multiple Exchange Rate System) وضعیتی است که در آن برای یک ارز واحد، هم‌زمان بیش از یک نرخ رسمی وجود دارد و هر نرخ برای گروه یا مصرفِ مشخصی تعیین می‌شود. نقطهٔ مقابل آن «نظام تک‌نرخی» است که در آن همه با یک قیمت ارز می‌خرند و می‌فروشند.

صرافی (Exchange Bureau) کسب‌وکاری دارای مجوز از بانک مرکزی است که خرید و فروش ارز را انجام می‌دهد.

رانت (Economic Rent) سودی است که کسی نه از تولید یا کار، بلکه صرفاً از تفاوت دو قیمت به‌دست می‌آورد؛ در بحث ارز، وقتی کسی ارز را با نرخ پایینِ دولتی بگیرد اما کالای آن را به قیمت بازار آزاد بفروشد، این اختلافِ قیمت به جیب او می‌رود.

چرا اصلاً چند نرخ داریم؟

ریشهٔ نظام چندنرخی به چند واقعیتِ اقتصاد ایران برمی‌گردد:

  • دولت بزرگ‌ترین فروشندهٔ ارز است. بخش عمدهٔ ارزِ کشور از فروش نفت و گاز به‌دست می‌آید و به دولت و بانک مرکزی می‌رسد. وقتی یک بازیگر این‌قدر بزرگ باشد، به‌جای اینکه بگذارد قیمت آزادانه تعیین شود، خودش تصمیم می‌گیرد ارز را با چه نرخی و به چه کسی بدهد.
  • ارز کمیاب و زیر فشار تحریم است. تحریم‌ها دسترسی به درآمد ارزی و نقل‌وانتقال آن را سخت می‌کنند؛ وقتی منبعی کمیاب باشد، دولت آن را «جیره‌بندی» می‌کند و اولویت را به کالاهای ضروری می‌دهد.
  • سیاست حمایت از کالاهای اساسی. دولت می‌خواهد قیمت دارو، برخی مواد غذایی و نهاده‌های تولید برای مردم پایین بماند، پس برای واردات آن‌ها ارز ارزان‌تری می‌دهد.

نتیجهٔ این سه عامل، وجود چند نرخ به‌جای یک نرخ است: نرخی که بازار آزادانه می‌سازد، نرخی که دولت برای واردات رسمی تعیین می‌کند، و نرخی یارانه‌ای برای ضروری‌ترین کالاها.

سه نرخ اصلی

۱) نرخ آزاد (بازار آزاد). این همان نرخی است که هر روز در صرافی‌ها و بازار غیررسمی از دلِ عرضه و تقاضا ساخته می‌شود و معمولاً بالاترین نرخ است. هرکس بدون تشریفاتِ خاص بخواهد ارز بخرد یا بفروشد، مثل مسافر، پس‌اندازکننده یا واردکنندهٔ کوچک، با همین نرخ سروکار دارد. چون آزادانه تعیین می‌شود، سریع‌ترین واکنش را به اخبار و انتظارات نشان می‌دهد.

۲) نرخ مرکز مبادله ارز و طلای ایران. این نرخِ رسمی و مدیریت‌شده است که زیر نظر بانک مرکزی و در سامانه‌ای به‌نام «مرکز مبادله» (فعال از سال ۱۴۰۲) تعیین می‌شود. صادرکنندگان بخشی از ارز خود را در این سامانه عرضه می‌کنند و واردکنندگانِ ثبت‌شدهٔ کالاها و نهاده‌ها آن را می‌خرند. این نرخ پایین‌تر از بازار آزاد است و برای واردات رسمی، بخشی از خدمات، ارز دانشجویی و سهمیهٔ مسافرتی به کار می‌رود.

۳) نرخ ترجیحی (ارز دولتی). این پایین‌ترین و یارانه‌ای‌ترین نرخ است و فقط به کالاهای بسیار ضروری، به‌ویژه دارو، تعلق می‌گیرد. نمونهٔ مشهور آن «دلار ۴۲۰۰ تومانی» بود که از سال ۱۳۹۷ برای واردات کالاهای اساسی تعیین شد؛ بعدها این ارز برای بیشتر کالاها حذف و برای اقلام باقی‌مانده مثل دارو به نرخ بالاتری (حدود ۲۸٬۵۰۰ تومان) منتقل شد.

مثالِ عددی

بیایید ببینیم فاصلهٔ این نرخ‌ها در عمل چه معنایی دارد. ابتدا یک مثال کاملاً فرضی برای فهم سازوکار، سپس ارقام واقعیِ تاریخ‌دار.

فرض کنید یک واردکننده اجازه دارد صد هزار دلار را با نرخِ رسمیِ فرضیِ ۱۵۰٬۰۰۰ تومان از سامانهٔ دولتی بگیرد، در حالی که همان دلار در بازار آزاد ۱۸۰٬۰۰۰ تومان است. او برای صد هزار دلار ۱۵ میلیارد تومان می‌پردازد، ولی اگر همان ارز را در بازار آزاد می‌خرید باید ۱۸ میلیارد تومان می‌داد. اختلافِ ۳ میلیارد تومانی، همان «رانت» است: سودی که نه از تولید، بلکه صرفاً از تفاوت دو نرخ به‌دست می‌آید. اگر این واردکننده کالای خود را به قیمت بازار آزاد بفروشد اما ارز را با نرخ دولتی گرفته باشد، این ۳ میلیارد به جیب او می‌رود، نه مصرف‌کننده. این مثال فرضی است و فقط برای نشان‌دادنِ مفهوم رانت آورده شده.

و اما ارقام واقعی: روز دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ (۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶)، بر پایهٔ داده‌های سهمینو، نرخ دلار در بازار آزاد حدود ۱۸۰٬۰۰۰ تومان بود، در حالی که نرخِ فروشِ دلار حواله‌ای در مرکز مبادله همان روز حدود ۱۴۹٬۵۰۰ تومان اعلام شد. یعنی فاصلهٔ این دو نرخِ رسمی و آزاد نزدیک به ۳۰٬۵۰۰ تومان، یا حدود ۲۰ درصد، بود. این ارقام لحظه‌ای‌اند و مدام تغییر می‌کنند؛ برای عددِ روز می‌توانید صفحهٔ قیمت دلار را ببینید.

در بازار ایران

چند نکتهٔ کاربردی دربارهٔ این نرخ‌ها در عمل:

  • سامانهٔ سنا و صرافی‌های مجاز. میانگین نرخ خرید و فروش صرافی‌های مجاز در سامانه‌ای به‌نام «سنا» ثبت و منتشر می‌شود؛ پس آنچه «نرخ بازار» شنیده می‌شود، اغلب میانگینی از معاملات همین صرافی‌هاست.
  • نرخ توافقی. مرکز مبادله علاوه بر نرخ حواله‌ای، بخشی به‌نام «توافقی» دارد که در آن نرخ به بازار آزاد نزدیک‌تر است؛ هدف، کشاندنِ عرضهٔ بیشترِ ارز به کانال رسمی است.
  • ارز مسافرتی و دانشجویی. سهمیه‌هایی که به مسافران و دانشجویانِ خارج از کشور با نرخ رسمی داده می‌شود، از همین نظام چندنرخی سرچشمه می‌گیرد.
  • کوچک‌شدن دامنهٔ ارز ترجیحی. سیاست کلیِ سال‌های اخیر، کاستن از دامنهٔ ارز ترجیحی و نزدیک‌کردن نرخ‌ها به هم بوده است؛ بانک مرکزی نیز اعلام کرده قصد بازگشت به ارز ترجیحیِ گسترده را ندارد.

اشتباه‌های رایج

اشتباه یک، «نرخ رسمی همان نرخ واقعی دلار است». نرخ رسمی (مرکز مبادله) فقط برای گروه‌ها و کالاهای مشخص در دسترس است؛ مصرف‌کنندهٔ عادی معمولاً باید با نرخ آزاد ارز بخرد. پس نرخِ رسمیِ پایین‌تر به این معنا نیست که شما هم می‌توانید با آن قیمت ارز بگیرید.

اشتباه دو، «چندنرخی بودن یعنی یکی از نرخ‌ها جعلی است». هر سه نرخ واقعی‌اند و هرکدام در جای خود کاربرد دارند؛ تفاوتشان نتیجهٔ سیاستِ جیره‌بندی و یارانه است، نه تقلب.

اشتباه سه، «ارز ارزان‌تر همیشه به نفع مردم است». نرخ ترجیحیِ خیلی پایین می‌تواند رانت و فساد ایجاد کند و انگیزهٔ قاچاق کالای یارانه‌ای به خارج را بالا ببرد؛ به همین دلیل بسیاری از کارشناسان، تک‌نرخی‌کردنِ ارز را ترجیح می‌دهند. این درس دربارهٔ درست یا غلط بودنِ سیاست قضاوت نمی‌کند، فقط سازوکار را توضیح می‌دهد.

جمع‌بندی

در ایران یک دلار چند قیمت دارد چون دولت بزرگ‌ترین فروشندهٔ ارز است، ارز کمیاب و زیر فشار تحریم است، و سیاست‌گذار می‌خواهد کالاهای اساسی ارزان بمانند. سه نرخ اصلی عبارت‌اند از نرخ آزاد (بالاترین، برای همه)، نرخ مرکز مبادله (رسمی و مدیریت‌شده، برای واردات و خدمات ثبت‌شده) و نرخ ترجیحی (یارانه‌ای، برای دارو و ضروری‌ترین کالاها). فاصلهٔ میان این نرخ‌ها همان جایی است که مفهوم «رانت» متولد می‌شود. در درس قبل دیدیم حباب سکه چیست و چطور محاسبه می‌شود؛ و اگر بخواهید بدانید همین نرخ آزاد چگونه لحظه‌به‌لحظه ساخته می‌شود، درس بازار چیست و قیمت چگونه کشف می‌شود را مرور کنید. برای دیدن دیگر درس‌های پایه به صفحهٔ آموزش سر بزنید.

منابع

  1. سهمینودلار بازار آزاد حدود ۱۸۰٬۰۰۰ تومان و دلار حواله مرکز مبادله (فروش) حدود ۱۴۹٬۵۰۰ تومان، دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ (۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶)https://sahmino.com/prices/usdثبت در ۲۲ تیر ۱۴۰۵
  2. ایسنا · خبرگزاری دانشجویان ایرانحذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی دارو و انتقال به ارز ترجیحی نوع دوم، یعنی نرخ ۲۸٬۵۰۰ تومانیhttps://www.isna.ir/news/1403091006905/ثبت در ۲۲ تیر ۱۴۰۵
  3. اکوایرانتغییر در سیاست ارزی دارو؛ حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ و تعیین نرخ جدید ۲۸٬۵۰۰ تومان برای داروhttps://ecoiran.com/بخش-اخبار-تجارت-121/89300ثبت در ۲۲ تیر ۱۴۰۵

مقالات مرتبط