پرش به محتوای اصلی
بازگشت به مقالات
تحلیلبورس

چرا در کف می‌فروشیم و در سقف می‌خریم؛ پنج خطای شناختی که در بورس ۱۳۹۹ به شکل کتاب درسی تکرار شد (جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵)

در هیچ فروشگاهی مردم وقتی قیمت بالا می‌رود صف نمی‌بندند؛ در بازار سهام دقیقا همین اتفاق می‌افتد. پژوهش کانمن و تورسکی نشان داد درد از دست دادن یک مبلغ حدود دو برابر لذت به دست آوردن همان مبلغ است، و همین عدم تقارن توضیح می‌دهد چرا سبد سرمایه‌گذار پر از بازنده‌ها می‌شود و خالی از برنده‌ها. شاخص کل بورس تهران در بستهٔ چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ روی ۵٬۰۷۵٬۰۹۸ واحد ایستاد؛ عددی که بسیاری از واردشدگان ۱۳۹۹ هرگز ندیدند، چون در کف فروختند.

تحریریهٔ سهمینو۹ مرداد ۱۴۰۵۷ دقیقه مطالعه

ویدیوی مرتبط

تماشا درسهمینو
تماشای کامل ویدیو

در هیچ فروشگاهی مردم وقتی قیمت‌ها بالا می‌رود صف نمی‌بندند، و وقتی حراج می‌شود فرار نمی‌کنند. اما در بازار سهام دقیقا همین اتفاق می‌افتد. شاخص کل بورس تهران در بستهٔ چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ روی ۵٬۰۷۵٬۰۹۸ واحد ایستاد؛ عددی که بسیاری از کسانی که در سال ۱۳۹۹ وارد بازار شدند هرگز ندیدند، چون سال‌ها پیش از رسیدن به آن، در کف فروخته بودند.

دلیل این تناقض نادانی سرمایه‌گذاران نیست. دلیلش این است که مغز انسان برای بقا در دشت‌های آفریقا تکامل یافته، نه برای تصمیم‌گیری دربارهٔ نسبت قیمت به درآمد. این گزارش پنج خطای شناختی را می‌شکافد که سازوکار «خرید در سقف و فروش در کف» را می‌سازند، و سراغ ساختارهایی می‌رود که می‌توان با آن‌ها این خطاها را دور زد.

پیش‌زمینه: آزمایشگاه واقعی بورس تهران در ۱۳۹۹

اگر بخواهیم یک مثال درسی از مالی رفتاری در ایران انتخاب کنیم، سال ۱۳۹۹ کامل‌ترین نمونه است. در نیمهٔ نخست آن سال، شاخص کل بورس تهران رشدی بی‌سابقه را تجربه کرد. رسانه‌ها از «بازار همیشه صعودی» می‌گفتند، کدهای بورسی جدید به‌صورت میلیونی صادر شد و افرادی که هرگز صورت مالی ندیده بودند وارد بازار شدند.

سپس در مرداد ۱۳۹۹ روند معکوس شد و ریزشی طولانی آغاز شد که بازگشت از آن سال‌ها طول کشید. نکتهٔ کلیدی این است: بیشترین ورود پول حقیقی در ماه‌های نزدیک به سقف رخ داد، و بیشترین خروج در ماه‌های نزدیک به کف. این الگو مختص ایران نیست؛ در همهٔ بازارهای دنیا تکرار می‌شود.

همین سازوکار روانی در مقیاس روزانه هم دیده می‌شود. در گزارش پیشین سهمینو دربارهٔ ریشهٔ روانی موج فروش در بازگشایی ۲۱ تیر ۱۴۰۵ نشان دادیم که فاصلهٔ میان ریسک سیستماتیک و ارزش بنیادی، اغلب با هیجان پر می‌شود، نه با تحلیل.

عددهایی که پس‌زمینهٔ هر تصمیم امروز است

شاخصمقدارتاریخ
نسبت درد زیان به لذت سود (نظریهٔ چشم‌انداز)حدود ۲ برابرپژوهش کانمن و تورسکی
شاخص کل بورس تهران۵٬۰۷۵٬۰۹۸ واحدبستهٔ ۷ مرداد ۱۴۰۵
نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه۸۸٫۶ درصدآخرین قرائت تا تیر ۱۴۰۵
نرخ سود بانکی۲۳ درصدآخرین قرائت تا تیر ۱۴۰۵

این چهار عدد کنار هم یک نکته می‌گویند: در اقتصادی که تورم آن نزدیک به ۸۹ درصد است و سود بدون ریسک آن ۲۳ درصد، هزینهٔ یک تصمیم هیجانی فقط زیان اسمی نیست؛ سال‌ها قدرت خرید است. سهمینو پیش‌تر در گزارش کم‌ریسک‌ترین نقطهٔ شروع سرمایه‌گذاری نشان داد که چرا حتی بازدهٔ «بی‌ریسک» در برابر این تورم باز هم زیان است.

پنج خطایی که این اتفاق را می‌سازند

۱. زیان‌گریزی

پژوهش‌های دنیل کانمن و آموس تورسکی نشان داد که درد از دست دادن ۱۰۰ هزار تومان تقریبا دو برابر لذت به دست آوردن ۱۰۰ هزار تومان است. پیامد عملی این عدم تقارن عجیب است: سرمایه‌گذار سهم زیان‌ده را نگه می‌دارد، چون فروختن یعنی «تثبیت شکست»، و سهم سودده را زود می‌فروشد، چون می‌خواهد لذت برد را قفل کند.

نتیجه دقیقا برعکس منطق است: سبد پر از بازنده‌ها می‌شود و خالی از برنده‌ها. این تنها خطایی است که هم‌زمان از دو سو ضربه می‌زند؛ هم سود را کوتاه می‌کند و هم زیان را طولانی.

۲. لنگر ذهنی

قیمتی که در آن خرید کرده‌اید، از نظر بازار هیچ اهمیتی ندارد. اما مغز شما آن را به‌عنوان «قیمت واقعی» ثبت می‌کند. جملهٔ «صبر می‌کنم به قیمت خریدم برگردد و بعد می‌فروشم» نمونهٔ کامل این خطاست.

سهم نمی‌داند شما آن را چند خریده‌اید. تنها پرسش درست این است: با اطلاعات امروز، آیا این دارایی ارزش نگه داشتن دارد؟ همین لنگر است که باعث می‌شود عددهای ساده مثل نسبت قیمت به درآمد بد فهمیده شوند؛ موضوعی که در گزارش P/E پایین همیشه یعنی ارزان نیست به‌تفصیل بررسی شده است.

۳. اثر گله

وقتی همه در حال خریدند، خرید نکردن احساس خطا می‌دهد. این یک نقص شخصیتی نیست، بلکه یک مکانیزم بقاست: در طبیعت، فردی که با گله حرکت نمی‌کرد شانس زنده ماندن کمتری داشت.

اما در بازار این مکانیزم معکوس عمل می‌کند. هرچه اجماع بیشتر باشد، احتمال اینکه خبر خوب پیشاپیش در قیمت لحاظ شده باشد بیشتر است. در سقف ۱۳۹۹، اجماع در بالاترین حد تاریخ خود بود.

۴. سوگیری تأیید

بعد از خرید یک سهم، ناخودآگاه فقط اخبار مثبت دربارهٔ آن را می‌بینید و اخبار منفی را «شایعه» می‌نامید. گروه‌های پیام‌رسان این خطا را تشدید می‌کنند، چون معمولا از افرادی تشکیل شده‌اند که همان سهم را دارند و انگیزهٔ روانی و مالی برای تقویت روایت مثبت دارند.

تمرین عملی: پیش از هر خرید، صادقانه بنویسید «چه اتفاقی باید بیفتد که بفهمم اشتباه کرده‌ام؟» اگر پاسخی برای این پرسش ندارید، تحلیلی هم ندارید. پاسخ دادن به آن معمولا از دل صورت‌های مالی بیرون می‌آید؛ راهنمای عملی آن در گزارش چطور یک صورت مالی را در ۵ دقیقه بخوانیم آمده است.

۵. توهم کنترل

بعد از چند معاملهٔ موفق در یک بازار صعودی، فرد سود را به مهارت خودش نسبت می‌دهد، نه به شرایط بازار. این خطا باعث می‌شود در دور بعد حجم بزرگ‌تری وارد کند، درست زمانی که ریسک بالاتر است.

قاعدهٔ تلخ این است: در بازار صعودی، همه نابغه‌اند. تفکیک مهارت از شانس، تنها پس از یک دورهٔ نزولی ممکن می‌شود.

چه چیزی واقعا کمک می‌کند

روان‌شناسی بازار را نمی‌توان درمان کرد، چون این خطاها بخشی از ساختار مغز هستند. اما می‌توان با ساختار آن‌ها را دور زد:

  • قاعده‌گذاری پیش از هیجان. تصمیم‌ها را وقتی بگیرید که بازار بسته و ذهنتان آرام است، نه در ساعت معاملات.
  • نوشتن دلیل هر تصمیم. یک دفترچهٔ ساده که در آن نوشته‌اید چرا خریدید و چه چیزی فرض شما را باطل می‌کند. سه ماه بعد، خواندن آن یادداشت‌ها آموزنده‌ترین کاری است که می‌توانید بکنید.
  • تعریف افق زمانی از ابتدا. بیشتر ضررهای سنگین از آنجا می‌آید که فرد با پول کوتاه‌مدت وارد سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌شود و در بدترین لحظه مجبور به فروش می‌شود.
  • پذیرش اینکه پیش‌بینی کف و سقف ممکن نیست. کسی که ادعا می‌کند می‌داند بازار فردا چه می‌کند، یا اشتباه می‌کند یا چیزی می‌فروشد.

چشم‌انداز

هیچ‌یک از این پنج خطا با گذشت زمان از بین نمی‌رود؛ در هر چرخهٔ صعودی تازه، همان الگو با بازیگران جدید تکرار می‌شود. آنچه می‌تواند تغییر کند، نسبت افرادی است که پیش از ورود، قاعدهٔ خروج خود را نوشته‌اند. تجربهٔ ۱۳۹۹ برای بخشی از بازار همین کار را کرد، اما نسل تازهٔ واردشوندگان آن تجربه را زندگی نکرده‌اند؛ و همین شکاف، هستهٔ کار آموزشی سهمینو است.

جمع‌بندی

بازار، ماشین انتقال ثروت از بی‌صبرها به صبورهاست؛ و این جمله بیش از آنکه دربارهٔ اقتصاد باشد، دربارهٔ روان‌شناسی است. اطلاعات امروز در دسترس همه است: صورت‌های مالی روی کدال‌اند، قیمت‌ها لحظه‌ای‌اند و تحلیل‌ها رایگان. آنچه متفاوت است نه دسترسی به داده، بلکه توانایی تصمیم‌گیری در لحظه‌ای است که همه در حال فریاد زدن‌اند.

اگر قرار باشد تنها یک چیز از این گزارش بماند، همان عدد دو است: تا وقتی درد زیان دو برابر لذت سود وزن دارد، سبد شما بدون یک قاعدهٔ نوشته‌شده، خودبه‌خود به سمت نگه‌داشتن بازنده‌ها و فروختن برنده‌ها می‌رود.

چه چیزی را رصد کنیم

  • روند ورود و خروج پول حقیقی در ماه‌های پس از هر جهش شارپ شاخص کل.
  • فاصلهٔ شاخص کل با شاخص هم‌وزن، به‌عنوان نشانه‌ای از گستردگی یا تمرکز هیجان.
  • حجم صدور کدهای بورسی تازه در دوره‌های صعودی.
  • نسبت سود سپردهٔ بانکی به نرخ تورم، که هزینهٔ فرصت ماندن در نقد را تعیین می‌کند.

این مطلب آموزشی و تحلیلی است و توصیهٔ سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود.

منابع

  • Kahneman & Tversky, Prospect Theory · Econometrica

    درد از دست دادن یک مبلغ تقریبا دو برابر لذت به دست آوردن همان مبلغ است (نظریهٔ چشم‌انداز، زیان‌گریزی).

    ثبت در ۹ مرداد ۱۴۰۵
  • سهمینو

    شاخص کل بورس تهران در بستهٔ ۷ مرداد ۱۴۰۵ روی ۵٬۰۷۵٬۰۹۸ واحد.

    ثبت در ۹ مرداد ۱۴۰۵https://sahmino.com/prices/tedpix
  • Trading Economics

    Iran Inflation Rate 88.60 percent; Iran Interest Rate 23.00 percent (latest readings to July 2026).

    ثبت در ۹ مرداد ۱۴۰۵https://tradingeconomics.com/iran/stock-market

مقالات مرتبط

آموزشی
بورس

P/E پایین همیشه یعنی ارزان نیست؛ چهار تله‌ای که این عدد در بورس تهران پنهان می‌کند

نسبت قیمت به درآمد، پرکاربردترین عدد بازار سهام است و پرسوءتفاهم‌ترین آن. نماد کربن در ۲۲ تیر ۱۴۰۵ با P/E حدود ۵٫۱ در برابر میانگین ۲۱٫۸ گروهش معامله می‌شد؛ عددی که در نگاه اول ارزانی فریاد می‌زند. این راهنما نشان می‌دهد P/E دقیقاً چه چیزی را می‌سنجد، چهار حالتی که در آن گمراه‌کننده می‌شود، چرا تورم بالا این عدد را در بورس تهران خم می‌کند، و چهار پرسشی که باید پیش از هر نتیجه‌گیری پرسید.

تحریریهٔ سهمینو۸ مرداد ۱۴۰۵۹ دقیقه مطالعه
آموزشی
بورس

چطور یک صورت مالی را در ۵ دقیقه بخوانیم؟ راهنمای عملی گزارش‌های کدال

کدال پر از اعداد است، اما فقط شش عدد آن سرنوشت‌ساز است: درآمد عملیاتی، سود ناخالص، سود عملیاتی، سود خالص و سود هر سهم، زیان انباشته و جریان نقد عملیاتی. راهنمای گام‌به‌گام خواندن صورت سود و زیان یک شرکت بورسی، با مثال واقعی خساپا و ایران‌خودرو، و با معیار تورم سالانهٔ ۶۱ درصدی منتهی به تیر ۱۴۰۵.

تحریریهٔ سهمینو۸ مرداد ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
تحلیل
بورس

صادرات دانش‌بنیان در چهار سال ۹ برابر شد و به ۲٬۶۹۰ میلیون دلار رسید؛ اما ۸۴ درصد آن کار تنها ۳۶ شرکت است (چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵)

صادرات شرکت‌های دانش‌بنیان ایران در چهار سال از حدود ۲۹۶ میلیون دلار به حدود ۲٬۶۹۰ میلیون دلار رسید، رشدی بیش از ۹ برابر. اما بر پایهٔ گزارش زیست‌بوم دانش‌بنیان با داده‌های تا پایان سال ۱۴۰۳، حدود ۸۴ درصد این رقم کار تنها ۳۶ شرکت است و بیش از ۱۲ هزار شرکت دیگر روی هم ۱۶ درصد باقی‌مانده را می‌سازند. روایت یک رشد واقعی و شکنندگی واقعی‌تر آن.

تحریریهٔ سهمینو۷ مرداد ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
تحلیل
بورس

۲۰ سال، ۶ بازار: شاخص کل بورس ۳۸۲ برابر شد و نقدینگی ۱۱۹ برابر؛ سپرده و دلار جا ماندند (چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵)

اگر در سال ۱۳۸۰ شش نفر هرکدام ۱۰۰ هزار تومان داشتند و هرکدام آن را در یک بازار گذاشتند، تا پایان ۱۴۰۰ فاصله‌شان تکان‌دهنده شد: شاخص کل بورس حدود ۳۸۲ برابر، سکه حدود ۱۹۰ برابر، مسکن تهران حدود ۹۶ برابر، سپردهٔ بانکی حدود ۳۸ برابر، دلار آزاد حدود ۳۵ برابر و پراید حدود ۲۸ برابر. اما خط کش واقعی عدد دیگری است: نقدینگی در همین بازه حدود ۱۱۹ برابر شد و تنها دو بازار از آن جلو زدند.

تحریریهٔ سهمینو۷ مرداد ۱۴۰۵۷ دقیقه مطالعه