روز جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶، دو شرکت بزرگ نفتی آمریکا کارنامهٔ سه ماه دوم سال میلادی را روی میز گذاشتند. اکسونموبیل سود ۱۴ میلیارد و ۵۲۵ میلیون دلاری (۳٫۴۸ دلار به ازای هر سهم) اعلام کرد و شورون ۱۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار (۶٫۱۱ دلار به ازای هر سهم تقلیلیافته). روی هم ۲۶٫۶ میلیارد دلار در یک فصل.
اگر سود اکسون را بر ۹۱ روز فصل دوم میلادی تقسیم کنید، به عددی میرسید که شبکهٔ سیانان هم روی همان تأکید کرد: نزدیک ۱۶۰ میلیون دلار در روز. اما جالبترین سطر گزارش اکسون، سطر سود نیست. شرکت رکورد تولید خود را با یک قید اعلام کرده است: «بالاترین تولید بالادستی در بیش از دو دهه، به استثنای اختلالهای خاورمیانه». همان اختلالی که این سودها را ساخت، بخشی از تولید خودِ این شرکتها را از بین برد. این تناقض ظاهری، دقیقاً همان چیزی است که مفهوم «صرف ریسک ژئوپلیتیک» را توضیح میدهد.
پیشزمینه
فصل دوم ۲۰۲۶ (فروردین تا اوایل تیر ۱۴۰۵) یکی از پرتنشترین دورههای بازار جهانی نفت در سالهای اخیر بود: اختلال در تنگهٔ هرمز و دریای سرخ، افت بخشی از عرضهٔ منطقه، و صعود قیمت به سطوحی که از ۲۰۲۲ دیده نشده بود. مسیر قیمت از آن زمان تا امروز هم آرام نگرفته است. بر پایهٔ دادهٔ تریدینگاکونومیکس، نفت خام مرجع آمریکا روز ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ روی ۸۶ دلار و ۸۰ سنت بسته شد؛ ۳٫۸۴ درصد بالاتر از روز پیش و ۲۶٫۵۷ درصد بالاتر از یک ماه قبل. فید قیمت سهمینو هم بامداد شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵، هر بشکه نفت برنت را ۸۷٫۹۳ دلار ثبت کرده است.
برای اندازه گرفتن این جهش یک لنگر تاریخی کافی است: سود ۱۴٫۵ میلیارد دلاری اکسون بالاترین رقم این شرکت از سال ۲۰۲۲، یعنی از ماههای آغاز جنگ اوکراین، است. در سوی دیگر همین طیف، سال ۲۰۲۰ ایستاده است که اکسون در آن ۲۲٫۴ میلیارد دلار زیان داد. صنعت نفت در هر دو جهت، صنعتِ دامنههای بزرگ است.
عددها: کارنامهٔ فصل دوم ۲۰۲۶
| قلم | رقم | دوره |
| سود اکسونموبیل (GAAP) | ۱۴٬۵۲۵ میلیون دلار، ۳٫۴۸ دلار هر سهم | فصل دوم ۲۰۲۶ |
| سود تعدیلشدهٔ اکسون (غیر GAAP) | ۱۴٬۶۸۰ میلیون دلار، ۳٫۵۲ دلار هر سهم | فصل دوم ۲۰۲۶ |
| سود اکسون در فصل نخست ۲۰۲۶ | ۴٬۱۸۳ میلیون دلار | فصل اول ۲۰۲۶ |
| جریان نقد عملیاتی اکسون | ۲۳٫۶ میلیارد دلار | فصل دوم ۲۰۲۶ |
| سود شورون (گزارششده) | ۱۲٬۱۰۰ میلیون دلار، ۶٫۱۱ دلار هر سهم | فصل دوم ۲۰۲۶ |
| سود تعدیلشدهٔ شورون | ۱۲٬۰۰۰ میلیون دلار، ۶٫۰۶ دلار هر سهم | فصل دوم ۲۰۲۶ |
| بازده سرمایهٔ بهکارگرفتهشدهٔ شورون | ۲۱ درصد | فصل دوم ۲۰۲۶ |
| ضریب بهرهبرداری واحدهای تقطیر پالایشگاههای آمریکایی شورون | ۹۷ درصد (رکورد) | فصل دوم ۲۰۲۶ |
| سود شل (تعدیلشده) | ۹٫۸۴ میلیارد دلار | فصل دوم ۲۰۲۶ |
یک تفکیک که در گزارشهای فارسی زیاد قاطی میشود: رقم GAAP سود حسابداری استاندارد است و رقم «تعدیلشده» اقلام غیرعملیاتی را کنار میگذارد. برای اکسون این دو عدد ۱۴٫۵ و ۱۴٫۷ میلیارد دلارند و برای شورون ۱۲٫۱ و ۱۲٫۰ میلیارد دلار. شل هم روز پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ سود تعدیلشدهٔ ۹٫۸۴ میلیارد دلاری اعلام کرد که به گزارش رویترز دومین رقم بالای تاریخ این شرکت است. یعنی این یک الگوی صنعتی است، نه داستان دو شرکت.
صرف ریسک ژئوپلیتیک چیست
صرف ریسک ژئوپلیتیک، آن بخش از قیمت است که بابت احتمال قطع عرضه پرداخت میشود، نه بابت قطع عرضهٔ واقعی. بازار نفت بازار موجودی امروز نیست، بازار اطمینان از تحویل فرداست. وقتی امنیت مسیر اصلی عبور نفت منطقه زیر سؤال میرود، خریدار برای تضمین بشکهٔ خودش بیشتر میپردازد، حتی اگر آن بشکه در نهایت بهموقع برسد. برآورد جیپیمورگان که در نظرسنجی ژوئیه رویترز بازتاب یافت، همین را کمّی میکند: هر ماه ادامهٔ اختلال، حدود ۷ تا ۸ دلار به قیمت هر بشکه اضافه میکند.
حالا نکتهٔ کلیدی: این صرف، ثروت تازه خلق نمیکند. آن را جابهجا میکند. از جیب مصرفکننده (رانندهٔ آمریکایی، کارخانهٔ اروپایی، واردکنندهٔ آسیایی) به حساب تولیدکنندهای که بتواند بشکهاش را آزادانه و به قیمت جهانی بفروشد. کارنامهٔ فصل دوم، سند همین انتقال است.
محرکها: چرا اثر قیمت بر اثر حجم غلبه کرد
در جدول خود اکسون، تولید فصل دوم ۴٬۵۱۴ هزار بشکه معادل نفت در روز بود؛ در فصل نخست ۴٬۵۹۴ هزار بشکه. یعنی تولید حدود ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که سود از ۴٫۱۸ به ۱۴٫۵ میلیارد دلار رسید. این تمام درس ماجراست: در صنایع کالایی، قیمت تقریباً همیشه از تناژ مهمتر است.
محرک دوم پالایش بود. سود بخش فرآوردههای انرژی اکسون بر مبنای GAAP از منفی ۱٬۲۶۲ میلیون دلار در فصل نخست به مثبت ۵٬۴۶۵ میلیون دلار در فصل دوم رسید، و سود بخش پاییندستی شورون به ۴٫۹ میلیارد دلار. دلیلش ساده است: جنگ بخشی از ظرفیت پالایش غرب آسیا را از مدار خارج کرد و حملات پهپادی هم عملیات پالایشی روسیه را مختل کرد. اندی لیپو، رئیس مؤسسهٔ لیپو اویل، به سیانان گفت جهان حدود ۶ تا ۷ میلیون بشکه در روز ظرفیت پالایش از دست داده است؛ هر بشکه ظرفیتِ باقیمانده، گرانتر شد. مدیران اکسونموبیل و شورون هم روز جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ به نقل از پولیتیکو اعلام کردند ظرفیت مازاد پالایش در کمترین سطح است. اینها فاکتاند، نه ارزیابی؛ افزایش این سودها نتیجهٔ خودکار سازوکار قیمتگذاری بازار است، نه لزوماً تصمیم این شرکتها.
جایگاه ایران در این معادله
ایران هم تولیدکنندهٔ نفت است و بالا رفتن قیمت جهانی برایش هم درآمد ارزی میسازد. اما نسبت بهرهبرداری از هر دلار افزایش قیمت، برای یک تولیدکنندهٔ تحریمی بهمراتب کمتر از شورون است. سه دلیل ساختاری، بدون لحن گلایه:
- تخفیف فروش: بشکهٔ تحریمی معمولاً با تخفیف نسبت به شاخص جهانی معامله میشود. نمونهٔ قابل اندازهگیریاش نفت اورال روسیه است که تخفیفش به برنت در ابتدای تیر ۱۴۰۵ به ۲۷٫۳۵ دلار در هر بشکه رسیده بود؛ جزئیاتش را در گزارش نفت اورال آوردهایم.
- محدودیت حجم: وقتی مسیر صادرات مختل میشود، حجم قابل فروش کم میشود. بر پایهٔ گزارش رویترز در تیر ۱۴۰۵، پالایشگاههای مستقل چین خرید نفت ایران را کاهش دادند و بخشی از محمولهها روی آب ماند.
- هزینهٔ نقلوانتقال: واسطهگری، بیمه و تسویه بخشی از حاشیه را میبلعد، پیش از آنکه دلار به خزانه برسد.
حتی در پنجرهٔ مجوز ۶۰ روزهٔ خزانهداری آمریکا هم سقف درآمد ارزی ممکن تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۳٫۰۶ میلیارد دلار برآورد شده بود؛ محاسبهاش در گزارش مجوز نفتی ۶۰ روزه هست. مقایسه کنید با ۲۶٫۶ میلیارد دلار سود دو شرکت در یک فصل. این یک قضاوت اخلاقی نیست، یک واقعیت ساختاری است: قیمت جهانی برای همه یکسان بالا میرود، اما سهم هر فروشنده از آن یکسان نیست.
درس برای بازار سرمایه
اصل «غلبهٔ اثر قیمت بر اثر حجم» فقط برای اکسون صادق نیست. در بورس تهران هم شرکتهای کالایی، از فولادیها تا پتروشیمیها، همین ساختار را دارند: تغییر چند درصدی نرخ فروش، اثری بر سود دارد که تغییر چند درصدی تناژ ندارد. برای همین است که در تحلیل یک شرکت کالایی، ردیف «نرخ فروش» و شکاف آن با نرخ جهانی، معمولاً پیش از ردیف «مقدار تولید» خوانده میشود. تصویر روزانهٔ بازار داخلی را میتوانید در نبض بازار صبح شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ دنبال کنید.
چشمانداز
این بخش برآورد است، نه خبر. در نظرسنجی ژوئیه رویترز از ۳۱ اقتصاددان و تحلیلگر، میانگین برنت برای سال ۲۰۲۶ روی ۸۵ دلار و ۲۲ سنت برآورد شد؛ بالاتر از رقم ۸۴ دلار و ۵۰ سنت در نظرسنجی ژوئن. مدلهای تریدینگاکونومیکس هم نفت مرجع آمریکا را تا پایان فصل جاری حوالی ۹۳ دلار میبینند. مضمون مشترک هر دو برآورد یکی است: تا وقتی مسیرهای عبور امن نشده باشند، بخشی از قیمت بابت ریسک پرداخت میشود و همان بخش، سود فصلی بعدی این شرکتها را میسازد یا آب میکند.
جمعبندی
حکم این فصل روشن است: قیمت نفت یک عدد نیست، یک توزیع است. برندهٔ فصل دوم ۲۰۲۶ صرفاً «تولیدکنندهٔ نفت» نبود، بلکه تولیدکنندهای بود که میتوانست بشکهاش را آزادانه و به نرخ جهانی بفروشد و همان بشکه را خودش پالایش کند. اگر قرار است یک چیز از این گزارش در ذهن بماند، همین است: تولید اکسون در فصل دوم کمتر از فصل اول بود و سودش بیش از سه برابر شد، چون در بازار کالایی، دسترسی به قیمت از دسترسی به حجم گرانتر است.
چه چیزی را رصد کنیم
سه نشانه، صرفاً برای رصد و بدون توصیه: نخست، وضعیت ظرفیت پالایش جهانی، چون حاشیهٔ پالایش امروز موتور اصلی این سودهاست؛ دوم، مسیر مذاکرات و امنیت مسیرهای عبور، که پایان بازهٔ ۶۰ روزهٔ مذاکرات در حدود ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ یکی از تاریخهای آن است؛ سوم، شکاف نرخ فروش شرکتهای کالایی بورس تهران با نرخ جهانی، که همان جایی است که اثر قیمت خودش را در صورت سود و زیان نشان میدهد.