در این درس چه یاد میگیرید
در درسِ «مسکن بهعنوان دارایی» دیدیم که قیمتِ مسکنِ ایران بهجای رشدِ نرم و پیوسته، الگویِ «جهش و سکون» دارد. این درس یک قدم جلوتر میرود: یاد میگیرید یک چرخهٔ مسکن از چه مرحلههایی ساخته میشود، «نسبتِ قیمت به اجاره» چطور محاسبه و خوانده میشود، کدام شاخصها زودتر از خودِ قیمت رکود یا رونق را نشان میدهند، و امروز، بر پایهٔ دادههای واقعی، بازارِ مسکنِ تهران در کدام نقطهٔ این چرخه ایستاده است.
تعریفها
چرخهٔ بازار مسکن (Housing Cycle): نوسانِ چندسالهٔ قیمت و حجمِ معاملاتِ مسکن بینِ دورهٔ رونق (رشدِ سریعِ قیمت و معاملات) و دورهٔ رکود (توقف یا کاهشِ قیمتِ واقعی و افتِ شدیدِ معاملات)، برخلافِ یک روندِ صاف و همیشهصعودی.
نسبتِ قیمت به اجاره (Price-to-Rent Ratio): قیمتِ خرید یک واحد، تقسیم بر اجارهبهای سالانهٔ همان واحد. حاصلِ این تقسیم، تقریباً همان تعدادِ سالی است که طول میکشد تا مجموعِ اجارهها با قیمتِ خرید برابر شود؛ هرچه این عدد بزرگتر باشد، خریدِ مستقیم در برابرِ اجارهنشینی گرانتر تمام میشود.
نسبتِ قیمت به درآمد (Price-to-Income Ratio): قیمتِ یک واحدِ مسکونی، تقسیم بر درآمدِ سالانهٔ یک خانوار؛ شاخصِ استانداردِ بینالمللی برایِ سنجشِ «دسترسیپذیریِ» مسکن.
شاخصِ پیشنگر (Leading Indicator): متغیری که پیش از خودِ قیمت تغییر میکند و میتواند چرخشِ بازار را زودتر نشان دهد؛ در برابرِ شاخصِ پسرو (Lagging Indicator) که بعد از وقوعِ تغییر واکنش نشان میدهد. قیمتِ اعلامی معمولاً پسرو است؛ حجمِ معاملات و پروانههای ساخت معمولاً پیشنگرند.
مکانیزم: چرا مسکن بهجای رشدِ پیوسته، چرخه میزند
یک چرخهٔ معمولیِ مسکن در ایران چهار مرحله دارد. مرحلهٔ اول، یک محرکِ نقدینگی یا ارزی (رشدِ سریعِ نقدینگی، جهشِ نرخِ ارز یا کاهشِ سودِ سپرده) تقاضا برایِ مسکن را بهعنوانِ پناهگاهِ ارزش بالا میبرد. مرحلهٔ دوم، چون ساختِ یک واحدِ مسکونیِ تازه در ایران معمولاً دو تا چهار سال طول میکشد، عرضه نمیتواند بهسرعت به این تقاضا پاسخ دهد؛ نتیجه، جهشِ قیمت است، نه رشدِ آرام. مرحلهٔ سوم، همینطور که قیمت از قدرتِ خریدِ خانوارها فاصله میگیرد، اول حجمِ معاملات کند میشود؛ چون خریدارانِ مصرفی از بازار خارج میشوند و آنچه میماند بیشتر تقاضایِ سرمایهای است. مرحلهٔ چهارم، وقتی حتی تقاضایِ سرمایهای هم کمرمق شود، رشدِ قیمت متوقف یا معکوس میشود و بازار وارد رکود میشود؛ رکودی که میتواند سالها، با قیمتِ اسمیِ نسبتاً ثابت اما ارزشِ واقعیِ روبهکاهش، ادامه یابد.
نکتهٔ کلیدی این است که در این چرخه، قیمت آخرین متغیری است که واکنش نشان میدهد. حجمِ معاملات، شمارِ پروانههای ساختمانی و فاصلهٔ قیمتِ پیشنهادی تا قیمتِ قطعی، معمولاً ماهها زودتر از خودِ قیمت، جهتِ بازار را عوض میکنند.
مثالِ عددی
بر پایهٔ دادهٔ سهمینو، میانگینِ قیمتِ پیشنهادیِ مسکنِ تهران در اول مردادِ ۱۴۰۵، هر مترمربع ۱۳۵ میلیون و ۲۴۰ هزار تومان بود. طبقِ اولین «نقشهٔ حرارتیِ» اجارهٔ تهران که رصدخانهٔ بازارِ مسکن تهیه کرد و دنیای اقتصاد سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ منتشر کرد، میانگینِ اجارهٔ ماهانهٔ یک آپارتمانِ ۸۵ متری در کلِ ۲۲ منطقهٔ تهران، حدود ۵۱ میلیون تومان بود.
حالا نسبتِ قیمت به اجاره را برایِ همین واحدِ فرضیِ ۸۵ متری حساب میکنیم: ارزشِ خرید تقریباً ۱۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان (۱۳۵٫۲۴ میلیون × ۸۵) و اجارهٔ سالانه تقریباً ۶۱۲ میلیون تومان (۵۱ میلیون × ۱۲) میشود. تقسیمِ این دو عدد، عددی نزدیک به ۱۹ سال به دست میدهد؛ یعنی با این دو قیمتِ میانگین، نزدیک به نوزده سال اجاره لازم است تا با قیمتِ خرید برابر شود، برابر با بازدهِ ناخالصِ اجارهای حدودِ پنج درصد در سال. این عدد یک میانگینِ کلانِ شهری است، نه قیمتِ یک واحدِ خاص؛ در محلههایِ گرانتر یا ارزانتر، این نسبت میتواند فاصلهٔ زیادی با این رقم داشته باشد.
در بازار ایران
شاخصهایِ پیشنگرِ امروز. بر پایهٔ گزارشِ دنیای اقتصاد که اکوایران شش مردادِ ۱۴۰۵ بازتاب داد، قیمتِ پیشنهادیِ هر مترمربع آپارتمانِ تهران در یک سال، از پایانِ تیرِ ۱۴۰۴ تا پایانِ تیرِ ۱۴۰۵، بیش از صد و شش درصد بالا رفته است؛ درحالیکه در همین بازه، بهترین صندوقِ زمین و ساختمانِ بورس تنها نزدیک به سی و شش درصد بازده داشته و حتی خالصِ ارزشِ داراییهایِ اغلبِ این صندوقها هم به پنجاه تا هفتاد درصد رسیده؛ یعنی این ابزارها، با وجودِ وابستگی به بازارِ مسکن، دامنهٔ چرخه را کامل منعکس نمیکنند. همزمان، طبقِ گزارشِ دنیای اقتصاد به نقلِ از ایسنا، شمارِ معاملاتِ مسکنِ تهران در مردادِ ۱۴۰۵ به کمتر از سههزار فقره در ماه رسیده و به گزارشِ دنیای اقتصاد در بیستوهفتمِ مردادِ ۱۴۰۵، ساختوساز در بافتِ فرسودهٔ تهران سیوسه درصد کاهش یافته است. این ترکیب، یعنی قیمتِ پیشنهادیِ بالا اما معاملات و ساختوساز روبهکاهش، دقیقاً همان الگویِ «قیمتِ پسرو، حجمِ پیشنگر» است که در بخشِ مکانیزم توضیح داده شد.
فاصلهٔ قیمت با درآمد. بر پایهٔ گزارشِ فرهیختگان که اکوایران در مردادِ ۱۴۰۵ بازتاب داد، نسبتِ قیمتِ مسکن به درآمدِ خانوار در ایران به سی رسیده و ایران از میانِ صد و هشت کشورِ بررسیشده، رتبهٔ یازدهم را دارد؛ برایِ مقایسه، همین نسبت در ترکیه هفت و در آمریکا سه گزارش شده است. نسبتِ بالا و روبهرشدِ قیمت به درآمد، خودش یک شاخصِ پیشنگر است: هرچه این فاصله بیشتر شود، تقاضایِ مصرفی (خانوارهایی که برایِ سکونت میخرند، نه سرمایهگذاری) زودتر از بازار کنار میرود.
دورههایِ جهش در تاریخِ اخیر. همانطور که در درسِ «مسکن بهعنوان دارایی» دیدیم، بازارِ تهران در سالهایِ ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ (همزمان با جهشِ ارزی)، ۱۳۹۷ (پس از تنشِ بزرگِ ارزیِ همان سال) و ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰ (دورانِ نقدینگیِ بالایِ کرونا) جهشهایِ قیمتیِ بزرگ را تجربه کرد و هر بار، پس از این جهشها وارد دورهای از سکونِ نسبیِ قیمتِ اسمی شد. دورهٔ ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵، با جهشِ قیمتِ همزمان با تنشِ ژئوپلیتیک و فشار بر نرخِ ارز، اما با معاملاتِ رو به کاهش، یک نمونهٔ تازه از همین الگوست؛ با این تفاوت که محرکِ اصلی اینبار بیشتر ریسکِ ژئوپلیتیک است تا صرفاً نقدینگی.
قانونِ سقفِ اجاره جوابِ کامل نیست. بر پایهٔ بررسیِ مرکزِ پژوهشهایِ مجلس که شنبه هفدهمِ مردادِ ۱۴۰۵ منتشر شد، با وجودِ سقفِ قانونیِ افزایشِ اجاره، اجارهبهایِ واقعیِ تهران در فصلِ جابهجاییِ امسال هفتاد تا صد درصد بالا رفته است؛ نشانهای از اینکه وقتی قیمتِ خرید در یک چرخهٔ رونق جهش میکند، فشار بهجایِ متوقفشدن، به بازارِ اجاره منتقل میشود.
اشتباههایِ رایج
اشتباهِ یک، «رکودِ معاملاتی یعنی قیمت هم بهزودی میریزد». در بازارِ مسکنِ ایران، رکودِ معاملاتی میتواند سالها همراه با قیمتِ اسمیِ نسبتاً ثابت یا حتی روبهرشد ادامه یابد؛ چون فروشندهها بهجایِ کاهشِ قیمت، ترجیح میدهند منتظر بمانند. رکود لزوماً یعنی «ریزشِ قیمت» نیست؛ اول یعنی «افتِ حجمِ معاملات».
اشتباهِ دو، «قیمتِ پیشنهادی همان قیمتِ معامله است». در بازارِ داغ یا رکودی، فاصلهٔ قیمتِ آگهیشده تا قیمتِ نهاییِ توافقشده میتواند قابلتوجه باشد؛ بزرگشدنِ این فاصله، خودش یک نشانهٔ رکود است.
اشتباهِ سه، «نسبتِ قیمت به اجاره یک عددِ ثابت و جهانی برایِ ارزان یا گرانبودن است». این نسبت را باید نسبت به تاریخِ خودِ همان شهر و همان کشور سنجید، نه یک آستانهٔ واحدِ جهانی؛ نرخِ سودِ بانکی، تورمِ انتظاری و دسترسیِ به وامِ مسکن، همگی این نسبت را در هر اقتصاد جابهجا میکنند.
اشتباهِ چهار، «مسکن فقط رونق دارد». دادههایِ همین درس نشان داد که رکود بخشِ واقعی و تکرارشوندهٔ این بازار است؛ کسی که فقط دورهٔ رونق را دیده، نیمی از چرخه را ندیده است.
جمعبندی
یک چرخهٔ مسکن از محرکِ نقدینگی یا ارزی شروع میشود، با تاخیرِ عرضه به جهشِ قیمت میرسد، و پیش از آنکه خودِ قیمت متوقف شود، حجمِ معاملات و پروانههایِ ساخت افت میکنند. نسبتِ قیمت به اجاره و نسبتِ قیمت به درآمد، دو ابزارِ ساده برایِ سنجیدنِ اینکه بازار در کدام نقطهٔ چرخه ایستاده است؛ و امروز، هر دو شاخصِ پیشنگرِ تهران (افتِ معاملات و افتِ ساختوساز) همزمان با جهشِ قیمتِ پیشنهادی دیده میشوند. در درسِ پیشین دربارهٔ سازوکارِ تحریم و انتقالِ پول دیدیم چگونه یک شوکِ بیرونی هزینهٔ مبادله را بالا میبرد؛ اینجا دیدیم همان نوع شوک، از مسیرِ بازارِ مسکن هم خودش را نشان میدهد. برایِ آشناییِ بیشتر با مکانیزمِ قیمتگذاریِ خودِ مسکن، درسِ مسکن بهعنوان دارایی را ببینید؛ برایِ رصدِ قیمتِ روزِ تهران، صفحهٔ قیمتِ مسکنِ تهران و برایِ مرورِ کاملِ درسها، آموزشِ سهمینو در دسترس است.