پرش به محتوای اصلی
تا ۵۳٪ کمتردیدن طرح‌ها
بازگشت به مقالات

تحلیل

یک کاربر پرسید: بورس هشت روز قرمز است؛ طلا و ارز بخریم یا سهم مقاوم به جنگ؟

شاخص کل بورس تهران شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ با افت ۲٫۴۴ درصد هشتمین روز قرمز پیاپی را ثبت کرد، همان روزی که دلار آزاد به رکورد حدود ۱۹۴٬۵۰۰ تومان رسید. یک کاربر پرسیده است: پولم را از سهام بیرون بکشم و طلا و دلار بخرم، یا در بورس بمانم و دنبال سهم مقاوم به جنگ بگردم؟ چارچوب بی‌طرف سهمینو برای این دوراهی، با اعداد تاریخ‌دار و سیگنال واگرایی درون‌بورسی. این...

تحریریهٔ سهمینو· ۲۸ تیر· ۱۳ دقیقه مطالعه· بورس

ویدیوی مرتبط

تماشا درسهمینو
تماشای کامل ویدیو

یکی از کاربران سهمینو پرسیده است: «این روزها که بورس هر روز قرمز است و خبرها هم جنگی است، پولم را از سهام بیرون بکشم و طلا و دلار بخرم، یا در بورس بمانم و دنبال سهم‌هایی بگردم که به جنگ مقاوم‌اند؟» این پرسش، دقیق‌ترین صورت‌بندی دوراهی‌ای است که این هفته‌ها ذهن بسیاری از خانوارهای ایرانی را مشغول کرده است. پیش از هر چیز یادآوری کنیم که موضوع این نوشته تحلیل رفتار بازارهاست، نه جشن‌گرفتن گرانی؛ ریشهٔ این نوسان‌ها یک جنگ است با هزینهٔ انسانی سنگین، و هیچ عددی در این متن به معنای «فرصت» نیست. هدف ما فقط روشن‌کردن سازوکار تصمیم است. این تحلیل توصیهٔ خرید یا فروش نیست.

قبل از هر چیز، بازار امروز کجا ایستاده است؟

تصویر بازار در نخستین جلسهٔ هفته، شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶)، یک واگرایی تمام‌عیار را نشان می‌دهد. در یک سو، شاخص کل بورس تهران با افت ۲٫۴۴ درصدی (حدود ۱۱۶٬۵۵۰ واحد) روی ۴٬۷۷۷٬۲۸۵ واحد بسته شد و هشتمین روز نزول پیاپی خود را ثبت کرد؛ شاخص کل فرابورس هم با کاهش حدود ۲ درصد به ۳۷٬۵۰۳ واحد رسید. برای مقایسه، همین شاخص کل در پایان جلسهٔ چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ روی ۴٬۸۹۳٬۸۳۴ واحد ایستاده بود.

در سوی دیگر میدان، بازارهای موازی رکورد می‌زدند. تا عصر شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵، دلار آزاد با رشد بیش از ۳ درصد به محدودهٔ رکوردی حدود ۱۹۴٬۵۰۰ تومان رسید (تنها چند روز پیش، حوالی ۲۴ تیر، در کانال ۱۸۷ تا ۱۸۹ هزار تومان نقل می‌شد) و یورو به حدود ۲۲۳٬۰۵۰ تومان (رشد ۳٫۲۱ درصدی) رفت. اعداد لحظه‌ای بازارها را می‌توانید در صفحهٔ قیمت‌های سهمینو دنبال کنید.

دارایینرخ (۲۷ تیر ۱۴۰۵)تغییر روز
شاخص کل بورس۴٬۷۷۷٬۲۸۵ واحد−۲٫۴۴٪
دلار آزاد~۱۹۴٬۵۰۰ تومان+۳٪ (رکورد)
هر مثقال آب‌شدهٔ نقدی~۸۲٬۳۱۸٬۰۰۰ تومان+۴٫۳۳٪
هر گرم طلای ۱۸ عیار~۱۹٬۱۳۸٬۰۰۰ تومان+~۵٪
سکهٔ امامی~۱۹۰ میلیون تومان+۲٫۷۱٪

نکتهٔ ظریف روز این بود که چون طلای آب‌شده تندتر از سکه بالا رفت، حباب سکهٔ امامی حدود ۱۹ درصد فشرده شد و از محدودهٔ ۷٫۲ میلیون تومان به حدود ۶ میلیون تومان رسید (۲۷ تیر ۱۴۰۵). یک قرینهٔ مهم هم این بود که انس جهانی طلا در همان بازه کم‌نوسان و در محدودهٔ حدود ۴٬۰۱۰ تا ۴٬۰۱۶ دلار ماند (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶)؛ یعنی موتور گرانی طلای داخلی این‌بار نه بازار جهانی، بلکه رکورد تازهٔ دلار بود. این تفکیک، کلید کل بحث است.

چرا پول در جنگ به طلا و دلار پناه می‌برد؟

این رفتار نه شایعه است و نه تازه. تاریخ پنج‌سالهٔ اخیر ایران یک الگوی تکرارشونده دارد: هرگاه ریسک سیستماتیک (جنگ، تحریم، بی‌ثباتی سیاسی) جهش می‌کند، سرمایه از دارایی‌های مولد و کاغذی به سمت دارایی‌های «قابل حمل» و دلاری فرار می‌کند. در جنگ دوازده‌روزهٔ خرداد ۱۴۰۴ (۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴) این الگو به روشنی دیده شد؛ بورس ابتدا تعطیل و سپس در بازگشایی زیر فشار فروش سنگین رفت، در حالی که طلا و ارز نقش پناهگاه امن را بازی کردند.

اعداد سالانه هم همین را می‌گویند. بر اساس گزارش دنیای اقتصاد از بازدهی دوازده‌ماههٔ منتهی به اسفند ۱۴۰۴، طلای ۱۸ عیار با رشد حدود ۱۲۰ درصد در صدر بازدهی‌ها بود، سکهٔ طرح جدید با حدود ۹۶ درصد در رتبهٔ بعد، و دلار آزاد با حدود ۵۳ درصد پایین‌تر؛ در همان سال، شاخص کل بورس با رشد اسمی حدود ۳۷ درصد و به‌ویژه فرابورس، از تورم بالای ۵۰ درصد عقب ماندند. یعنی بورس در سال ۱۴۰۴ نه‌تنها سود واقعی نساخت، بلکه به قیمت‌های ثابت، قدرت خرید سرمایه‌گذار را کاهش داد.

چرا این اتفاق می‌افتد؟ سه سازوکار در کار است. نخست، طلا و ارز جریان نقدی و صورت‌های مالی و مجمع ندارند؛ در لحظهٔ وحشت، همین سادگی و قابل‌حمل‌بودن مزیت می‌شود. دوم، بورس یک دارایی مولد است که به تداوم تولید، صادرات، بندر و زنجیرهٔ تأمین وابسته است؛ دقیقاً همان چیزهایی که جنگ آن‌ها را هدف می‌گیرد. سوم و مهم‌تر، همان‌طور که در تحلیل «روزی که بنادر ایران محاصره شد، طلای جهانی ارزان شد» نشان دادیم، وقتی پول از سهام (که آن هم دارایی ریالی است) خارج می‌شود و به سکهٔ فیزیکی می‌رود، این فرار به دارایی قابل حمل است، نه صرفاً پوشش تورم؛ اگر فقط پوشش تورمی بود، بورس هم باید بالا می‌رفت.

اما نکتهٔ حیاتی این‌جاست: پناهگاه امن همیشه امن نمی‌ماند. در روز محاصرهٔ دریایی، ۲۴ تیر ۱۴۰۵، حباب سکهٔ امامی در یک روز حدود ۳۶ درصد جهش کرد و به حدود ۶٬۸۳۵٬۰۰۰ تومان رسید. خرید سکه در چنین لحظه‌ای یعنی خرید حباب، نه خرید طلا؛ و حباب، وقتی هیجان فروکش کند، اولین چیزی است که می‌ترکد.

آیا می‌شود در بورس ماند و «سهم مقاوم» خرید؟

بله، و این‌جاست که پاسخ از یک دوراهی سادهٔ «یا این یا آن» فراتر می‌رود. بورس ایران یک بازار یکدست نیست؛ درونش دو دنیای متفاوت وجود دارد که در جنگ و تورم دو رفتار متضاد نشان می‌دهند.

دستهٔ اول، سهام دلاری یا صادرات‌محورند: پتروشیمی، فلزات اساسی، معدنی، فولاد و پالایشی. منطقشان ساده است؛ هزینه‌هایشان (دستمزد، خوراک، انرژی) عمدتاً ریالی است، اما محصولشان به نرخ جهانی و دلاری فروخته می‌شود. پس وقتی ریال ضعیف می‌شود، درآمد ریالی‌شان بالا می‌رود و حاشیهٔ سودشان باز می‌شود. به بیان دیگر، این سهم‌ها راهی هستند برای گرفتن یک «تکیه‌گاه دلاری در دلِ بورس». بخش بزرگی از ارزش بازار بورس تهران متعلق به همین شرکت‌های کامودیتی‌محور است.

دستهٔ دوم، سهام مصرفی و دفاعی‌اند: غذایی، قند و شکر، و دارویی. منطقشان تقاضای بی‌کشش است؛ مردم در جنگ هم نان و دارو و شکر مصرف می‌کنند. این‌ها معمولاً نوسان کمتری در بحران دارند و جریان نقدی‌شان پایدارتر است. در مقابل، گروه‌های آسیب‌پذیر در بازار قرمز معمولاً بانک‌ها، خودروسازان، شرکت‌های وارداتی و نمادهای کوچک و پرریسک‌اند که هزینه‌شان با دلار بالا می‌رود اما نمی‌توانند قیمت فروش را به همان نسبت زیاد کنند.

اما این‌جا باید صادق بود: «مقاوم» به معنای «مصون» نیست. ریسک سیستماتیک شامل همهٔ نمادها می‌شود. یک قرینهٔ گویا این است که بخش بزرگی از سنگین‌ترین نمادهای صادرات‌محور بورس تهران پس از جنگ دوازده‌روزه مدت‌ها متوقف ماندند؛ چنان‌که در گزارش «کارخانه‌ها برگشتند، نمادها نه» نشان دادیم، حدود ۴۲ نماد آسیب‌دیده که نزدیک ۳۵ درصد ارزش بازار را می‌سازند تا اواخر تیر بسته ماندند. پس حتی «مقاوم‌ترین» گروه‌ها هم از اختلال جنگ مصون نیستند.

سیگنال درون‌بورسی جنگ چه می‌گوید؟

این‌جا داده‌های دقیق درون‌بورسی روشنگرند. در همان روز محاصرهٔ دریایی، ۲۴ تیر ۱۴۰۵، شاخص کل ۰٫۶۱ درصد افت کرد اما شاخص هم‌وزن ۰٫۲۲ درصد رشد کرد؛ این یعنی فشار فروش عمدتاً روی نمادهای بزرگ و صادرات‌محور بود، همان‌هایی که محاصرهٔ دریایی مستقیماً درآمدشان را هدف می‌گرفت.

روز پرفشار شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ این تصویر را کامل کرد: شاخص کل ۲٫۴۴ درصد افت کرد، اما شاخص هم‌وزن «کمتر»، حدود ۱٫۸۳ درصد، پایین آمد؛ باز هم سنگینی فروش روی غول‌های شاخص‌ساز بود. در سطح نماد، ملی مس (فملی) در جلسهٔ ۲۷ تیر حدود ۲٫۹۶ درصد افت کرد (بسته‌شدن روی ۱۹٬۳۱۰ ریال در برابر ۱۹٬۹۰۰ ریال روز قبل) و بانک ملت (وبملت) حدود ۲٫۹۸ درصد (۱٬۱۰۶ در برابر ۱٬۱۴۰ ریال)؛ یعنی این روزِ ترسِ فراگیر فرقی میان صادرات‌محور و ریالی نگذاشت و همه با هم ریختند. نکتهٔ جالب اما دو روز قبل‌تر بود: در جلسهٔ ۲۴ تیر ۱۴۰۵، ملی مس حدود ۰٫۷۱ درصد «مثبت» بست (۱۹٬۹۰۰ در برابر ۱۹٬۷۶۰ ریال)، در حالی که بانک ملت ۱٫۸۹ درصد افت کرد.

درس این اعداد ظریف است: در روزهای «ترس حاد»، همبستگی همه‌چیز بالا می‌رود و تفکیک دلاری و ریالی موقتاً از میان می‌رود (روز ۲۷ تیر)؛ اما در روزهای «کم‌تنش‌تر»، تکیه‌گاه بنیادیِ سهام صادرات‌محور دوباره خودش را نشان می‌دهد (روز ۲۴ تیر، فملی مثبت در برابر بانک منفی). این دقیقاً همان چیزی است که در چارچوب «تخصیص دارایی در اقتصاد تورمی ایران» توضیح دادیم: تنوع دقیقاً وقتی از میان می‌رود که بیش از همیشه به آن نیاز دارید.

پس بالاخره طلا و ارز بخریم یا سهم؟ (چرا این پرسش، پرسش غلطی است)

مهم‌ترین حرف این نوشته این است: «یا طلا و ارز یا سهم» یک دوراهی کاذب است. سه دلیل دارد. اول، سهام صادرات‌محور خودش نوعی تکیه‌گاه دلاری در بورس است؛ وقتی فملی یا یک پتروشیمی می‌خرید، بخشی از ریسک ارزی را در دل بورس پوشش داده‌اید، پس «سهم دلاری» و «دلار» دو سر کاملاً متضاد نیستند. دوم، صندوق‌های طلای بورسی به شما اجازه می‌دهند بدون خروج از حساب کارگزاری، بدون اجرت ساخت، بدون ریسک سرقت و با مبالغ کوچک به طلا دسترسی داشته باشید (برای آشنایی با انواع صندوق، این توضیح را ببینید)؛ یعنی «در بورس ماندن» و «طلا داشتن» می‌توانند هم‌زمان رخ دهند. سوم، عبور نرخ ارز به قیمت‌ها در ایران ناقص و بادرنگ است؛ بر پایهٔ مطالعه‌ای با مدل خودرگرسیون برداری، ضریب عبور به قیمت مصرف‌کننده از حدود ۱۴٫۷ درصد در دورهٔ نخست، حتی پس از سیزده دوره به حدود ۵۱٫۸ درصد می‌رسد و کامل نمی‌شود. پس حتی یک دارایی با «بتای دلاری» بالا هم لزوماً بازده حقیقی مثبت نمی‌سازد. هیچ دارایی‌ای به‌تنهایی سپر کامل نیست.

در برابر این دوراهی، سه دام رفتاری بزرگ کمین کرده است که باید صریح نامشان را برد:

  • دام اول، فروش هیجانی در کف بازار قرمز. وقتی هشت روز پیاپی سرخ می‌بینید و می‌فروشید، زیان کاغذی را به زیان واقعی و قطعی تبدیل می‌کنید. تجربهٔ مکرر بازار نشان داده بسیاری که در اوج وحشت فروخته‌اند، ماه‌ها بعد با حسرت بازگشت بازار روبه‌رو شده‌اند.
  • دام دوم، خرید طلا و سکه در اوج حباب. همان‌طور که دیدیم، حباب سکهٔ امامی در روز محاصره تا ۳۶ درصد جهش کرد. خرید هیجانی سکه در نقطهٔ اوجِ حباب یعنی پرداخت پول اضافه بابت هیجانی که با فروکش‌کردنش، اولین قربانی خودِ شما هستید.
  • دام سوم، لنگر اسمی. رشد ۴۰ درصدی در تورمِ نزدیک ۶۰ درصدی «سود» نیست؛ زیان واقعی است. تورم سالانه به اعلام بانک مرکزی در خرداد ۱۴۰۵ به ۵۷٫۷ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۳٫۱ درصد رسیده؛ مرکز آمار ایران برای همان بازه ارقام بالاتری (سالانه حدود ۶۲ درصد و نقطه‌به‌نقطه حدود ۸۸٫۶ درصد) گزارش کرده است. هر تصمیمی باید با «عینک واقعی» سنجیده شود، نه اسمی.

جمع‌بندی راهنما، نه نسخه: انتخاب میان این گزینه‌ها به چند چیز بستگی دارد که فقط خودتان می‌دانید: افق زمانی (اگر پولتان را در شش تا هجده ماه آینده لازم دارید، طلای پرنوسان یا سهام قفل‌شده در صف، گزینهٔ نقدینگی نیست)، تحمل ریسک، و نیاز نقدی. تجربهٔ تاریخی ایران یک درس ثابت دارد: در اقتصاد تورمی و بحران‌زده، آنچه دوام آورده نه شرط‌بندی تمام‌عیار روی یک دارایی، بلکه سبدی متنوع در چند طبقهٔ دارایی بوده است. این تحلیل توصیهٔ خرید یا فروش نیست.

چه چیزی را رصد کنیم؟

پنج نشانه، مسیر هفته‌های پیش‌رو را می‌سازند:

  • واگرایی بورس و بازار موازی. فاصلهٔ رفتار شاخص کل با دلار و طلا، دماسنج اصلی «فرار به پناهگاه» است؛ هرچه این واگرایی بازتر شود، یعنی بی‌اعتمادی عمیق‌تر است.
  • سطح حباب سکه و طلا. حباب بالا یعنی ریسک خرید بالا؛ حباب فشرده (مثل حدود ۶ میلیون تومان در ۲۷ تیر ۱۴۰۵) یعنی ریسک خرید سکه موقتاً کمتر از روزهای اوج است.
  • خبرهای ژئوپلیتیک و مذاکرات. گفت‌وگوها دربارهٔ تنگهٔ هرمز در عمان ادامه دارد اما هنوز توافق قطعی حاصل نشده است؛ تفاهم‌نامهٔ پیشین کمتر از یک ماه دوام آورد، پس هر آرامشی شکننده است.
  • سیاست پولی بانک مرکزی. نرخ سود، نرخ مرکز مبادله (که در ۲۷ تیر ۱۴۰۵ حدود ۱۵۰٬۲۳۷ تومان و بسیار پایین‌تر از دلار آزاد بود) و مدیریت پایهٔ پولی، جهت انتظارات تورمی را تعیین می‌کنند.
  • گزارش‌های ماهانه و فصلی شرکت‌های صادرات‌محور. برای سهام دلاری، آنچه در نهایت اهمیت دارد نه نرخ لحظه‌ای دلار، بلکه انعکاس آن در فروش و حاشیهٔ سود واقعی شرکت است. رویدادها و مجامع پیش‌رو را در تقویم بازار سهمینو دنبال کنید.

سه پرسش پرتکرار

۱) الان که بورس قرمز است، بفروشم و طلا بخرم؟
این تحلیل توصیهٔ خرید یا فروش نمی‌کند. اما از منظر سازوکار، فروش در کفِ یک بازار قرمز زیان کاغذی را قطعی می‌کند، و خرید هم‌زمان طلا در اوج حباب ریسک را دوبرابر می‌کند. تصمیم به افق زمانی، نیاز نقدی و تحمل ریسک شما بستگی دارد، نه به تیتر خبری امروز.

۲) «سهم دلاری» یعنی چه و چرا به آن می‌گویند مقاوم به جنگ؟
سهم دلاری یا صادرات‌محور، سهم شرکتی است که هزینه‌اش ریالی و درآمدش دلاری است (مثل فلزات، پتروشیمی و پالایشی). با تضعیف ریال، درآمد ریالی و حاشیهٔ سود این شرکت‌ها بالا می‌رود، پس بخشی از ریسک ارزی را در دل بورس پوشش می‌دهند. اما «مقاوم» به معنای «مصون» نیست؛ ریسک جنگ و اختلال صادرات همچنان روی آن‌ها سنگینی می‌کند.

۳) صندوق طلا با خریدِ سکهٔ فیزیکی چه فرقی دارد؟
صندوق طلای بورسی به شما اجازه می‌دهد بدون خروج از حساب کارگزاری، بدون اجرت ساخت و بدون ریسک سرقت، همسو با قیمت طلا حرکت کنید و با مبالغ کوچک شروع کنید. در مقابل، مثل هر نماد بورسی مشمول دامنهٔ نوسان و ساعت محدود معاملات است و در روزهای بحرانی ممکن است در صف قفل شود؛ ضمن اینکه صندوق هم می‌تواند حباب داشته باشد.

این گزارش صرفاً چارچوبی برای فهم بهتر تصمیم است و هیچ توصیهٔ معاملاتی ارائه نمی‌کند؛ همهٔ ارقام تاریخ‌دارند و بازارها در جریان‌اند. برای آخرین قیمت‌ها به صفحهٔ قیمت‌های سهمینو و برای رویدادها به تقویم بازار سهمینو مراجعه کنید.

منابع

  1. سهمینوشاخص کل بورس ۴٬۷۷۷٬۲۸۵ واحد (−۲٫۴۴٪)؛ دلار آزاد ~۱۹۴٬۵۰۰ تومان؛ آب‌شدهٔ نقدی ~۸۲٬۳۱۸٬۰۰۰ تومان هر مثقال؛ سکهٔ امامی ~۱۹۰ میلیون تومان (۲۷ تیر ۱۴۰۵).ثبت در ۲۸ تیر ۱۴۰۵
  2. دنیای اقتصاد · دنیای اقتصادبازدهی دوازده‌ماههٔ منتهی به اسفند ۱۴۰۴: طلای ۱۸ عیار ~۱۲۰٪، سکهٔ طرح جدید ~۹۶٪، دلار آزاد ~۵۳٪، شاخص کل بورس ~۳۷٪.ثبت در ۲۸ تیر ۱۴۰۵
  3. بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران · بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایرانتورم سالانه خرداد ۱۴۰۵: ۵۷٫۷ درصد؛ تورم نقطه‌به‌نقطه: ۸۳٫۱ درصد.ثبت در ۲۸ تیر ۱۴۰۵
  4. مرکز آمار ایران · مرکز آمار ایرانتورم خرداد ۱۴۰۵ به گزارش مرکز آمار: سالانه حدود ۶۲ درصد و نقطه‌به‌نقطه حدود ۸۸٫۶ درصد.ثبت در ۲۸ تیر ۱۴۰۵

مقالات مرتبط

طلا · تحلیل

طلای آبشده یا سکهٔ امامی؟ راهنمای فنی حفظ ارزش پول در اقتصاد تورمی ایران

طلای آبشده و سکهٔ امامی هر دو طلا هستند، اما یکی حباب نزدیک صفر دارد و دیگری پرنوسان. بر پایهٔ فید قیمت سهمینو در شنبه‌شب ۲۷ تیر ۱۴۰۵، حباب سکهٔ امامی حدود ۶ میلیون تومان (نزدیک ۳٫۳ درصد) و حباب آبشده تنها حدود ۲۳۸ هزار تومان (نزدیک ۰٫۳ درصد) بود. راهنمای فنی مقایسهٔ این دو ابزار برای حفظ ارزش پول در برابر تورم، بدون هیچ توصیهٔ خرید و فروش.

۱۲ دقیقه مطالعه · ۲۸ تیر

بورس · تحلیل

بازار هشت روز قرمز بود، این پنج نماد برخلاف جریان بالا رفتند؛ کالبدشکافی «مقاومت» در بورس تهران (هفتهٔ منتهی به شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵)

در هفتهٔ سرخی که شاخص کل بورس تهران هشتمین افت پیاپی را ثبت کرد و از حدود ۵٬۱۸۲٬۶۲۲ واحد (۲۰ تیر) به حوالی ۴٬۷۷۷٬۲۸۵ واحد (شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵) رسید، پنج نماد با روند صعودی چندروزهٔ واقعی شناسایی شدند: فن‌افزار، هرمز، وخارزم، سرود و کخاک. این گزارش توصیفی و آموزشی است، نه توصیهٔ خرید یا فروش؛ تمرکز آن بر تفکیک «مقاومت واقعی» از «جهش یک‌روزهٔ گربهٔ‌مرد...

۹ دقیقه مطالعه · ۲۸ تیر

عمومی · به‌روزرسانی بازار

نبض بازار، ظهر یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵؛ دلار روی رکورد ۱۹۴ هزار تومان ماند و بورس در میانهٔ جلسه به سمت نهمین افت پیاپی رفت

ظهر یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵؛ بازار دو جهت مخالف را نشان می‌دهد. دلار آزاد روی رکورد حدود ۱۹۴٬۵۰۰ تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار در کانال ۱۹ میلیون تومان ایستاده‌اند، اما شاخص کل بورس تا ساعت ۱۱ حدود ۰٫۶ درصد پایین‌تر داد و ستد می‌شود و در صورت تداوم به سمت نهمین جلسهٔ نزولی پیاپی می‌رود؛ واگرایی بورس و بازار موازی، داستان اصلی امروز است.

۱۰ دقیقه مطالعه · ۲۸ تیر

بورس · تحلیل

ثبهساز زیر ذره‌بین: حاشیهٔ سود ناخالص ۷۴ درصدی و سود ۱٬۸۷۷ میلیارد تومانی بهساز کاشانه تهران؛ چقدرش خلق ارزش است و چقدرش نقدشدن تورم؟ (یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵)

بهساز کاشانه تهران (ثبهساز) سال مالی منتهی به ۳۰ آذر ۱۴۰۴ را با حاشیهٔ سود ناخالص ۷۳٫۷ درصدی و سود خالص حسابرسی‌شدهٔ حدود ۱٬۸۷۷ میلیارد تومانی بست. اما پشت این حاشیهٔ رؤیایی یک واقعیت نشسته است: درآمد فقط ۱۵ درصد رشد کرد در سالی که تورم متوسط به ۵۷٫۷ درصد رسید، یعنی فروش واقعی آب رفت. بی‌طرف و بدون توصیهٔ خرید یا فروش می‌کاویم این سود از کجا می‌آید...

۱۰ دقیقه مطالعه · ۲۸ تیر