پرش به محتوای اصلی
تا ۵۳٪ کمتردیدن طرح‌ها
بازگشت به مقالات

آموزشی

تخصیص دارایی در اقتصاد تورمی ایران: چارچوب حرفه‌ای ساخت و بازتوازن پرتفوی

تخصیص دارایی، نه انتخاب نماد، بخش عمدهٔ نوسان بازدهی یک پرتفوی را توضیح می‌دهد؛ اما مدل‌های استاندارد این حوزه برای اقتصادی نوشته شده‌اند که دارایی بدون‌ریسک واقعی و تورم تک‌رقمی دارد. این مقاله چارچوب تخصیص دارایی را برای بازار ایران بازنویسی می‌کند: لنگر ارزی مشترک و تنوع کاذب، بازده حقیقی به‌جای اسمی، نقش واقعی هر طبقهٔ دارایی از بورس و صندوق تا...

تحریریهٔ سهمینو· ۲۴ تیر· ۱۶ دقیقه مطالعه· عمومی

دو سرمایه‌گذار را تصور کنید که هر دو تمام دارایی‌شان را از مرداد ۱۳۹۹ تا امروز در سهام بورس تهران نگه داشته‌اند. اولی به نمودار «شاخص کل» نگاه می‌کند و رکوردهای اسمی تازه می‌بیند. دومی همان پرتفوی را بر حسب دلار می‌سنجد و می‌بیند ارزش دارایی‌اش هنوز حدود ۵۶ تا ۶۰ درصد زیر سقف مرداد ۹۹ است. یک بازار، یک بازه، دو حقیقت کاملاً متضاد؛ و تنها تفاوت، واحد سنجش است. کل این مقاله دربارهٔ همین نکته است: پیش از انتخاب دارایی، باید واحد سنجش و عامل ریسک را انتخاب کنید.

در ادبیات مدیریت سرمایه، «تخصیص دارایی» (Asset Allocation) یعنی تصمیم دربارهٔ اینکه هر ریال از سرمایه در کدام طبقهٔ دارایی بنشیند و با چه وزنی. این تصمیم، نه انتخاب تک‌تک نمادها، لایهٔ اول ریسک پرتفوی را می‌سازد.

عددی که تقریباً همهٔ منابع فارسی اشتباه نقل می‌کنند. پژوهش کلاسیک برینسون و همکاران (۱۹۸۶) و بازخوانی دقیق‌تر آن توسط ایبوتسون و کاپلان (۲۰۰۰) سه عدد جدا را از هم تفکیک می‌کنند و درهم‌آمیختن‌شان منشأ بیشترین سوءبرداشت است:

  • سیاست تخصیص دارایی حدود ۹۰ درصد از نوسان بازدهی یک پرتفوی در طول زمان را توضیح می‌دهد.
  • اما سهم آن در توضیح تفاوت بازدهی میان صندوق‌های مختلف تنها حدود ۴۰ درصد است.
  • و به‌طور میانگین، تخصیص دارایی حدود ۱۰۰ درصد سطح بازدهی را توضیح می‌دهد (یعنی به‌طور متوسط، زمان‌بندی و انتخاب سهم روی هم چیزی به بازده خالص اضافه نمی‌کنند).

نتیجه: تخصیص دارایی همه‌چیز نیست، اما بستری است که انتخاب سهم روی آن معنا پیدا می‌کند.

مسئله اینجاست که این چارچوب‌ها برای اقتصادی نوشته شده‌اند که دو مؤلفه دارد: تورم پایین و باثبات، و یک دارایی بدون‌ریسک واقعی. بازار ایران هیچ‌کدام را ندارد. بنابراین کپی‌کردن مدل‌های مرسوم بدون بازنویسی مفروضات، خطای ساختاری است. رابطهٔ پایه‌ای ریسک و بازده و انواع ریسکی که سرمایهٔ خانوار را تهدید می‌کند، در نوشتهٔ ریسک و بازده: رابطه‌شان چیست تشریح شده و پیش‌نیاز مفهومی این مقاله است.

۱. چهار تفاوت ساختاری که مدل استاندارد را بی‌اثر می‌کند

الف) دارایی «بدون ریسک» وجود ندارد

در مدل‌های متعارف، سپرده یا اوراق دولتی نقش لنگر بدون‌ریسک را دارد. در ایران وقتی نرخ سود اسمی زیر نرخ تورم باشد، بازده حقیقی این ابزار منفی است. یعنی امن‌ترین گزینهٔ اسمی، تضمین‌شده‌ترین زیان حقیقی را می‌سازد. سپرده و صندوق درآمد ثابت در پرتفوی ایرانی ابزار «حفظ ارزش» نیستند؛ ابزار مدیریت نقدینگی و اختیار عمل هستند و باید با همین کارکرد وزن بگیرند. جملهٔ کلیدی این است: سپرده ابزار حفظ ارزش نیست، ابزار اختیار عمل است.

ب) لنگر ارزی مشترک و تنوع کاذب

مهم‌ترین اشتباه پرتفوی‌های ایرانی، تنوع اسمی است: سهم و طلا و سکه و ارز و ملک در کنار هم، با این تصور که پنج طبقهٔ دارایی مستقل خریداری شده. اما بخش بزرگی از این دارایی‌ها یک عامل ریسک مشترک دارند: نرخ ارز. سهام کالایی (فلزات، پتروشیمی، پالایشی)، طلا، سکه و مسکن همگی درجاتی از بتای دلاری دارند. در نتیجه پرتفویی که روی کاغذ متنوع است، در عمل یک شرط‌بندی متمرکز روی یک متغیر است.

نتیجهٔ عملی: تنوع را باید بر حسب عوامل ریسک سنجید نه بر حسب نام دارایی. سه عامل اصلی در بازار ایران عبارت‌اند از نرخ ارز، قیمت‌های جهانی کامودیتی، و ریسک سیاستی/سیستماتیک داخلی. کلید سنجش این تنوع، «همبستگی» است؛ و چنان‌که در بخش «چارچوب در آزمون» خواهیم دید، همبستگی‌ها در بحران بالا می‌روند، یعنی تنوع دقیقاً وقتی از میان می‌رود که بیش از همیشه به آن نیاز دارید.

ج) نبود ابزار پوشش ریسک و یکنواخت‌نبودن نقدشوندگی

بازار ایران عملاً فاقد ابزار فراگیر پوشش ریسک است؛ دامنهٔ نوسان و صف خرید و فروش، «توقف نقدشوندگی» را دقیقاً در لحظه‌ای ایجاد می‌کند که به آن نیاز دارید. مسکن ممکن است ماه‌ها زمان ببرد. این یعنی نقدشوندگی خودش یک بُعد مستقل تخصیص است، نه یک ویژگی فرعی. مبانی مدیریت ریسک سبد و جای خالی ابزار مشتقه را می‌توانید در بخش آموزش سهمینو در مرکز یادگیری دنبال کنید.

د) قیمت‌گذاری دستوری و ریسک سیاستی

نرخ خوراک، نرخ برق، قیمت‌گذاری خودرو، سهمیهٔ انرژی و مداخلهٔ ارزی می‌توانند سودآوری یک صنعت را بدون هیچ تغییری در بازار جهانی جابه‌جا کنند. این ریسک قابل تنوع‌بخشی نیست؛ فقط قابل بودجه‌بندی است. نمونهٔ عینی اثر نرخ‌گذاری دستوری بر ارزش‌گذاری یک نماد را در تحلیل کربن زیر ذره‌بین ببینید.

۲. اول واحد سنجش را انتخاب کنید

پیش از هر وزن‌دهی، باید مشخص کنید پرتفوی را با چه واحدی می‌سنجید. سه انتخاب رایج:

  • ریال اسمی: ساده اما گمراه‌کننده. رشد ۴۰ درصدی در تورم ۵۰ درصدی، زیان است (خطای پول یا money illusion).
  • ریال حقیقی (تورم‌زدایی‌شده): معیار درست برای سنجش قدرت خرید.
  • دلار یا سبد ارزی: معیار درست برای کسی که تعهدات یا اهداف ارزی دارد.

هدف پرتفوی باید با همان واحدی تعریف شود که تعهدات سرمایه‌گذار با آن سنجیده می‌شود. تغییر واحد سنجش، رتبه‌بندی طبقات دارایی را کاملاً جابه‌جا می‌کند. بهترین مثال زندهٔ این ادعا، خودِ بورس تهران است.

کیس نمونه: ارزش دلاری بورس در برابر شاخص کل اسمی

از مرداد ۱۳۹۹ به بعد، شاخص کل بورس تهران بارها به سقف‌های اسمی تازه رسیده است. اما اگر همان بازار را بر حسب دلار بسنجیم، تصویر وارونه می‌شود: ارزش دلاری کل بازار همچنان حدود ۵۶ تا ۶۰ درصد زیر سقف مرداد ۹۹ مانده است. سرمایه‌گذاری که قدرت خرید دلاری‌اش اهمیت دارد، در همان بازه‌ای که «رکورد تاریخی» ثبت شده، عملاً بخش بزرگی از دارایی‌اش را از دست داده است.

این ادعا بازتولیدپذیر است و روش آن ساده است: ارزش کل بازار را بر نرخ دلار آزاد تقسیم کنید (یا برای یک برآورد سریع، خود شاخص کل را بر نرخ دلار). عمداً یک عدد قطعی برای «سقف دلاری بازار» نقل نمی‌کنیم، چون منابع فارسی این سقف را جایی بین ۳۴۰ تا ۳۹۶ میلیارد دلار گزارش کرده‌اند و با هم نمی‌خوانند؛ آنچه قابل اتکاست جهت و بزرگی نسبت است، نه رقم مطلق. برای دنبال‌کردن روزآمدِ خودِ شاخص و نرخ دلار به صفحهٔ شاخص کل و دلار در بخش قیمت‌های سهمینو مراجعه کنید.

پوشش ارزی برابر با پوشش تورمی نیست. یک باور رایج این است که هر دارایی با «بتای دلاری» بالا، سپر تورم هم هست. مطالعات «عبور نرخ ارز» (Exchange Rate Pass-Through) در ایران این را رد می‌کنند: انتقال نرخ ارز به قیمت مصرف‌کننده ناقص و تدریجی است. یک برآورد، عبور را حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد می‌داند؛ برآورد دیگری با مدل خودرگرسیون برداری (VAR) برای دورهٔ ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۷ نشان می‌دهد این ضریب برای شاخص مصرف‌کننده از حدود ۱۴٫۷ درصد در دورهٔ نخست به حدود ۵۱٫۸ درصد در دوره‌های بعد رسیده است. نتیجهٔ عملی برای پرتفوی: دارایی با بتای دلاری بالا لزوماً بازده حقیقیِ مثبت نمی‌سازد؛ جهش ارز می‌تواند اسمی شما را بالا ببرد و هم‌زمان قدرت خریدتان را پایین بیاورد.

۳. نقش واقعی هر طبقهٔ دارایی

جدول زیر هر طبقه را بر حسب کارکردش در پرتفوی توصیف می‌کند، نه بر حسب یک وزن تجویزی. هیچ عدد «۳۰ درصد طلا بخرید» اینجا نیست؛ باکت‌ها بر اساس تعهدات توضیح داده می‌شوند، نه نسخه‌پیچی.

طبقهٔ دارایینقش در پرتفویریسک اصلی
سهام کالاییپوشش تورمی/ارزی با جریان نقد عملیاتیریسک سیاستی نرخ خوراک و انرژی، قیمت جهانی
سهام بانکی و خدماتیاهرم روی نقدینگی و رشد اسمیترازنامه، مقررات، کیفیت دارایی
صندوق درآمد ثابتنقدینگی و اختیار خریدبازده حقیقی منفی در تورم بالا
سپرده بانکیذخیرهٔ نقد کوتاه‌مدت، نه حفظ ارزشبازده حقیقی منفی، ریسک تجدید نرخ
اوراق دولتی (اخزا و مرابحه)ابزار مدت‌دار با بازده اسمی مشخصریسک نرخ بهره، ریسک اعتباری دولت، بازده حقیقی منفی
صندوق طلادسترسی به طلا با نقدشوندگی بورسیحباب صندوق روی حباب سکه، ریسک ناشر
سکه و طلای فیزیکیذخیرهٔ ارزش، دارایی بحرانحباب، نگهداری، اسپرد خرید و فروش
ارزعامل ریسک پایه، نه لزوماً دارایی مولدمداخله، بازار چندنرخی، بدون جریان نقد
مسکنحفظ ارزش بلندمدت + اجارهنقدشوندگی بسیار پایین، هزینهٔ معامله
صندوق املاک و مستغلاتدسترسی بورسی به بازار ملک با واحدهای خردمعامله با حباب مثبت یا منفی نسبت به ارزش دارایی، عمق کم بازار
خودرودارایی واقعی سبد خانوار؛ ذخیرهٔ ارزش کالاییاستهلاک فیزیکی، حباب قیمت‌گذاری دستوری، نقدشوندگی متغیر
رمزارز و تتردسترسی ارزی و ریسک‌پذیری بالاریسک ناشر/پلتفرم، نوسان، ریسک قانونی

سه نکته دربارهٔ این جدول: نخست، خودرو یک طبقهٔ دارایی واقعی در سبد خانوار ایرانی است (و ما هم قیمتش را رصد می‌کنیم)؛ نبودنش از تحلیل، یک حفرهٔ آشکار است. دوم، صندوق املاک درس مهمی می‌دهد: «حباب یک متغیر مستقل تصمیم است»، چون این صندوق‌ها می‌توانند بالاتر یا پایین‌تر از ارزش خالص دارایی معامله شوند، درست مانند سهام هلدینگ‌های ملکی که در تحلیل ثپردیس زیر ذره‌بین بررسی شد. سوم، تفکیک انواع صندوق (درآمد ثابت، سهامی، مختلط، طلا و ETF) در نوشتهٔ صندوق سرمایه‌گذاری چیست آمده است.

مالیات بر عایدی سرمایه، یک متغیر درجه‌اول تصمیم است، نه پاورقی. با اجرایی‌شدن تدریجی این پایهٔ مالیاتی، بازده پس از مالیاتِ طبقات مختلف دارایی می‌تواند رتبه‌بندی آن‌ها را جابه‌جا کند؛ باید آن را در همان مرحلهٔ تعیین وزن‌ها لحاظ کرد، نه هنگام بازتوازن.

روش‌شناسی: چرا در این مقاله عدد بازدهی بلندمدت از منابع ثانویه نقل نمی‌کنیم. اعداد بازدهی بلندمدت در منابع فارسی آشتی‌ناپذیرند. برای نمونه، بازده ده‌سالهٔ شاخص کل در یک منبع حدود ۵۵٫۵ برابر و در منبع دیگر حدود ۳۳ برابر گزارش شده؛ بازده طلا در یکی حدود ۱۹٫۷ برابر و در دیگری بیش از ۱۷۰ برابر. این تناقض‌ها معمولاً از تفاوت در تاریخ شروع و پایان، نحوهٔ لحاظ سود نقدی و افزایش سرمایه، و روش تورم‌زدایی می‌آیند. قاعدهٔ سرمقاله‌ای ما این است: هیچ عدد بازدهی را از منبع ثانویه نقل نمی‌کنیم؛ فقط محاسبهٔ خودمان با پنجرهٔ زمانی صریح و جعبهٔ روش‌شناسی منتشر می‌شود. مجموعهٔ دادهٔ کامل بازده اسمی، حقیقی و دلاری، به‌همراه حداکثر افت و مدت بازیابی برای هر طبقهٔ دارایی، در به‌روزرسانی دادهٔ همین مقاله افزوده خواهد شد؛ تا آن زمان، به‌جای نقلِ یک عدد نامطمئن، صریح می‌گوییم این سری هنوز منتشر نشده است.

۴. جعبهٔ عکس لحظه‌ای بازار

ارقام روزانه به‌سرعت کهنه می‌شوند، بنابراین آن‌ها را از بدنهٔ مقاله جدا کرده‌ایم. جدول زیر یک «عکس لحظه‌ای» تاریخ‌دار است، نه بخشی از چارچوب بلندمدت:

داراییقیمتواحد
دلار آزاد۱۸۸٬۱۹۰تومان
تتر (تومانی)۱۸۷٬۴۳۶تومان
طلای ۱۸ عیار (هر گرم)۱۸٬۲۵۲٬۹۰۰تومان
سکهٔ امامی۱۸۴٬۹۸۰٬۰۰۰تومان
حباب سکهٔ امامی۷٬۷۴۶٬۰۰۰تومان
شاخص کل بورس تهران۴٬۸۹۳٬۸۳۴واحد

عکس لحظه‌ای به تاریخ پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ (۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶)؛ رقم شاخص کل مربوط به پایان آخرین جلسهٔ معاملاتی (۲۴ تیر) است، چون بورس در پنجشنبه و جمعه تعطیل است. برای آخرین ارقام، همیشه به صفحهٔ قیمت‌های سهمینو مراجعه کنید. درس اورگرینِ این جدول ساده است: وقتی حباب سکه بالاست، خرید سکه یعنی خرید حباب، نه خرید طلا؛ بخشی از بازدهی روزانهٔ سکه می‌تواند نه از طلا و نه از دلار، بلکه از تقاضای هیجانی بیاید.

۵. چارچوب در آزمون: شوک تیر ۱۴۰۵

بهترین آزمون استرسِ هر چارچوب، یک بحران واقعی است. شوک تیر ۱۴۰۵، محاصرهٔ دریایی بنادر، جهش دلار آزاد به رکورد حدود ۱۸۸ هزار تومان، و واگرایی طلای جهانی و داخلی، دقیقاً همان لحظه‌ای است که ادعاهای این مقاله را می‌توان سنجید. در این شوک، آنچه در نظریه گفتیم به چشم دیده شد: همبستگی دارایی‌های دلاری‌محور (دلار، طلا، سکه) بالا رفت و با هم جهش کردند، در حالی که بورس در جهت مخالف یا خنثی ماند؛ یعنی «تنوع کاذب» یک پرتفوی چنددارایی، در بحران به یک شرط‌بندی متمرکز روی نرخ ارز فروکاست. هم‌زمان، واگرایی طلای داخلی و جهانی نشان داد که حتی «دارایی بحران» هم می‌تواند حباب محلی بسازد. تحلیل کامل این پویایی در نوشتهٔ روزی که بنادر ایران محاصره شد، طلای جهانی ارزان شد و روایت روزانهٔ آن در نبض بازار آمده است.

۶. از تخصیص راهبردی تا بازتوازن

SAA در برابر TAA

تخصیص راهبردی (SAA) وزن‌های بلندمدت است که از افق زمانی، تعهدات و ظرفیت تحمل زیان سرمایه‌گذار می‌آید و نباید با تیتر خبری تغییر کند. تخصیص تاکتیکی (TAA) انحراف کنترل‌شده و محدود از آن وزن‌هاست، با دامنهٔ از پیش‌تعریف‌شده (مثلاً حداکثر ±۱۰ واحد درصد) و ترجیحاً با تاریخ انقضا. TAA بدون سقف مکتوب، در عمل تبدیل به معامله‌گری هیجانی می‌شود.

ساختار باکتی به‌جای وزن‌دهی صرف

  • باکت نقدینگی: پوشش نیازهای ۶ تا ۱۸ ماه آینده. معیار موفقیت آن دسترسی است، نه بازده.
  • باکت حفظ قدرت خرید: طلا، سهام کالایی، دارایی‌های با بتای ارزی. هدف: بازده حقیقی نزدیک به صفر یا مثبت.
  • باکت رشد: سهام رشدی، عرضهٔ اولیه، دارایی‌های پرریسک. سقف آن باید به اندازه‌ای باشد که صفر شدنش برنامهٔ زندگی را تغییر ندهد.

قاعدهٔ بازتوازن

دو رویکرد رایج: بازتوازن تقویمی (مثلاً هر شش ماه) و بازتوازن مبتنی بر باند انحراف (وقتی وزن یک طبقه بیش از ۲۰ درصد نسبی از هدف فاصله گرفت). در اقتصاد تورمی نکتهٔ ظریفی وجود دارد: بازتوازن مکرر شما را از دارایی برندهٔ روند تورمی زودتر خارج می‌کند و در دورهٔ جهش ارزی، هزینهٔ فرصت سنگینی می‌سازد. در مقابل، بازتوازن‌نکردن یعنی اجازه دادن به یک طبقهٔ دارایی که کل ریسک پرتفوی را تصاحب کند. راه میانه معمولاً باندهای پهن‌تر است، به‌علاوهٔ هزینهٔ معامله و مالیات به‌عنوان بخشی از تصمیم، نه یادداشت پاورقی. (آزمون کمّی این سه سناریو، بدون بازتوازن در برابر تقویمی در برابر باندی، روی دادهٔ واقعی ایران، در به‌روزرسانی دادهٔ این مقاله افزوده خواهد شد.)

۷. سنجه‌هایی که باید پایش شوند

  • بازده حقیقی، نه اسمی؛ و همبستگی طبقات دارایی در همان واحد سنجش.
  • حداکثر افت (Max Drawdown) و مدت زمان بازیابی، نه صرفاً انحراف معیار. این سنجه برای خانوار مهم‌تر از انحراف معیار است، چون به زبان «چقدر و چند وقت زیر آب ماندم» حرف می‌زند.
  • نقدشوندگی سناریومحور: اگر فردا ۳۰ درصد پرتفوی را لازم داشته باشید، چقدر از آن در صف قفل می‌شود؟ نقطهٔ شکست هر دارایی متفاوت است: صف فروش و توقف نماد برای سهام، دامنهٔ نوسان برای بورس، و رکود معاملات برای مسکن.
  • ریسک ناشر و نگهداری: صندوق‌ها، پلتفرم‌های رمزارز، طلای فیزیکی؛ هرکدام یک نقطهٔ شکست دارند.
  • حباب: برای سکه و صندوق طلا، فاصله از ارزش ذاتی یک متغیر مستقل تصمیم است.

۸. لایهٔ رفتاری: خطاهایی که در عدد دیده نمی‌شوند

حتی یک چارچوب درست را رفتار سرمایه‌گذار می‌تواند بی‌اثر کند. سه سوگیری پرتکرار که مستقیماً به تخصیص دارایی آسیب می‌زنند:

  • اثر تمایل (Disposition Effect): تمایل به نگه‌داشتن دارایی بازنده و فروش زودهنگام برنده. این دقیقاً برعکس منطق بازتوازن است و باکت رشد را از درون می‌پوساند.
  • سوگیری تازگی (Recency Bias): وزن‌دهی به دارایی‌ها بر اساس بازده پارسال، یعنی ورود در اوج و خروج در کف.
  • لنگر انداختن (Anchoring): چسبیدن به «قیمت خرید» به‌عنوان مرجع تصمیم، به‌جای ارزش امروز و چشم‌انداز آینده.

پادزهر هر سه، یک سند مکتوبِ سیاست سرمایه‌گذاری است که تصمیم را از هیجانِ لحظه جدا می‌کند.

۹. خطاهای مکرر در پرتفوی‌های ایرانی

  1. تنوع کاذب: پنج دارایی با یک عامل ریسک.
  2. لنگر اسمی: جشن گرفتن بازده ۴۰ درصدی در تورم بالاتر.
  3. وزن‌دهی بر اساس بازده گذشته؛ ورود در اوج حباب.
  4. نادیده گرفتن نقدشوندگی تا لحظه‌ای که به آن نیاز است.
  5. نبود سند مکتوب سیاست سرمایه‌گذاری (IPS)؛ بدون آن، هر تصمیم قابل توجیه پس‌رویدادی است.

چک‌لیست اجرایی

  1. واحد سنجش و افق زمانی را مکتوب کنید.
  2. تعهدات نقدی ۱۸ ماه آینده را جدا و ایمن کنید.
  3. پرتفوی را بر حسب عوامل ریسک (ارز، کامودیتی، سیاست داخلی) تجزیه کنید، نه بر حسب نام دارایی.
  4. وزن‌های راهبردی و دامنهٔ مجاز انحراف تاکتیکی را تعیین کنید.
  5. قاعدهٔ بازتوازن، سقف زیان و شرایط خروج را از پیش بنویسید.
  6. هر سه ماه بازده حقیقی و همبستگی‌ها را بازبینی کنید، نه هر روز قیمت‌ها را.

منابع

  • Brinson, Hood & Beebower (1986), «Determinants of Portfolio Performance».
  • Ibbotson & Kaplan (2000), «Does Asset Allocation Policy Explain 40, 90, or 100 Percent of Performance?».
  • ادبیات «عبور نرخ ارز» (Exchange Rate Pass-Through) در اقتصاد ایران؛ برآوردهای مبتنی بر مدل خودرگرسیون برداری برای دورهٔ ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۷.
  • Baur & Lucey (2010) و Baur & McDermott (2010)، دربارهٔ نقش طلا به‌عنوان «پناهگاه امن» و «پوشش ریسک».

این مطلب آموزشی و توصیفی است و توصیهٔ سرمایه‌گذاری نیست؛ هیچ وزن تجویزی («فلان درصد طلا بخرید») در آن پیشنهاد نشده است. ارقام قیمتی در «جعبهٔ عکس لحظه‌ای» تاریخ‌دار است و به‌سرعت تغییر می‌کند؛ برای آخرین داده‌ها به صفحات قیمت سهمینو مراجعه کنید.

منابع

  1. Ibbotson & Kaplan (2000) · Financial Analysts Journalتفکیک ۴۰٪ / ۹۰٪ / ۱۰۰٪ سهم سیاست تخصیص دارایی در توضیح بازدهیثبت در ۲۵ تیر ۱۴۰۵
  2. Brinson, Hood & Beebower (1986) · Financial Analysts JournalDeterminants of Portfolio Performance: سهم تخصیص دارایی در نوسان بازدهی پرتفویثبت در ۲۵ تیر ۱۴۰۵
  3. سهمینو، صفحهٔ قیمت‌هاعکس لحظه‌ای بازار به تاریخ ۲۵ تیر ۱۴۰۵: دلار آزاد ۱۸۸٬۱۹۰ تومان، طلای ۱۸ عیار ۱۸٬۲۵۲٬۹۰۰ تومان، سکهٔ امامی ۱۸۴٬۹۸۰٬۰۰۰ تومان، شاخص کل ۴٬۸۹۳٬۸۳۴ واحدثبت در ۲۵ تیر ۱۴۰۵
  4. ادبیات عبور نرخ ارز در اقتصاد ایرانبرآورد مدل VAR برای ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۷: عبور نرخ ارز به شاخص مصرف‌کننده از حدود ۱۴٫۷٪ به حدود ۵۱٫۸٪ثبت در ۲۵ تیر ۱۴۰۵

مقالات مرتبط

عمومی · تحلیل

روزی که بنادر ایران محاصره شد، طلای جهانی ارزان شد

در نخستین روز بازگشت محاصره دریایی بنادر ایران، انس طلا و نفت برنت هر دو افت کردند؛ در حالی که دلار، طلا و سکه در بازار داخلی جهش کردند. بررسی این واگرایی نشان می‌دهد بازار جهانی این جنگ را کوتاه و محدود قیمت‌گذاری کرده است. اما بازار داخلی خلاف آن را می‌گوید. اعداد ۲۴ تیر ۱۴۰۵.

۱۰ دقیقه مطالعه · ۲۴ تیر

بورس · تحلیل

بورس تهران در بازگشایی یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ حدود ۲.۵ درصد افت کرد؛ ریشهٔ روانی موج فروش و تفاوت ریسک سیستماتیک با ارزش بنیادی

صبح یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، شاخص کل بورس تهران در ادامهٔ چند جلسهٔ پرفشار حدود ۲.۴۹ درصد پایین آمد و به محدودهٔ ۵٬۰۵۶٬۷۴۰ واحد رسید؛ شاخص هم‌وزن نیز ۲.۰۸ درصد افت کرد که از گستردگی فروش خبر می‌دهد. این گزارش توضیح می‌دهد صف فروش سنگین چه معنایی دارد، چرا در چنین روزهایی حتی سهام بنیادی هم زیر فشار فروش می‌رود، و چرا ریسک سیستماتیک لزوماً به معنای تغییر...

۶ دقیقه مطالعه · ۲۱ تیر

عمومی · به‌روزرسانی بازار

نبض بازار، ظهر چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵؛ بورس در معاملات امروز باز هم قرمز ماند و طلای جهانی از سقف ۴٬۰۸۰ دلاری عقب کشید

ظهر چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵؛ در میانهٔ معاملات، شاخص کل بورس تهران با افت حدود ۰٫۲۹ درصدی روی ۴ میلیون و ۹۱۰ هزار واحد روز قرمز دیگری را می‌گذراند، در حالی که دلار آزاد روی رکورد ۱۸۴ هزار و ۱۱۰ تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار روی حدود ۱۷ میلیون و ۸۹۱ هزار تومان ایستاده‌اند. تازه‌ترین محرک از بیرون می‌آید: اونس طلای جهانی از سقف دیروزِ نزدیک ۴٬۰۸۰ دلار به...

۱۱ دقیقه مطالعه · ۲۴ تیر

عمومی · به‌روزرسانی بازار

نبض بازار، صبح چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵؛ سکه به ۱۸۱ میلیون تومان رسید و طلای جهانی نزدیک ۴٬۰۵۰ دلار ماند

صبح چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵؛ در معاملات شب گذشته و ساعات نخست امروز بازارهای موازی، سکه و طلا از دلار هم جلو زدند. سکهٔ امامی با رشد ۲٫۲۵ درصدی به حدود ۱۸۰ میلیون و ۹۸۵ هزار تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار با ۱٫۱۹ درصد رشد به حدود ۱۷ میلیون و ۸۹۲ هزار تومان رسید، در حالی که دلار آزاد روی رکورد ۱۸۴ هزار و ۱۱۰ تومان تثبیت شد. محرک اصلی، طلای جهانی نزدیک ۴٬۰...

۱۰ دقیقه مطالعه · ۲۴ تیر