دو عدد را کنار هم بگذارید و بعد به فاصلهشان نگاه کنید. بر پایهٔ آمار بانک مرکزی، حجم نقدینگی کشور در پایان سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۵٬۵۸۱ همت (هزار میلیارد تومان) رسید؛ رشدی حدود ۵۳٫۳ درصد نسبت به سال پیش از آن. در همان بازه، مرکز آمار ایران تورم نقطهبهنقطهٔ تیر ۱۴۰۵ را حدود ۸۳٫۹ درصد و تورم سالانه را حدود ۶۱٫۴ درصد اعلام کرد.
یعنی قیمتها حدود ۳۰٫۶ واحد درصد تندتر از حجم پول دویدهاند. این خودش یک خبر است: اگر تورم صرفاً بازتاب مستقیم «چاپ پول» بود، این دو رقم باید نزدیک هم میایستادند. نمیایستند. و دقیقاً همین فاصله است که نشان میدهد سازوکار واقعی تورم در ایران کجا کار میکند.
پیشزمینه
رایجترین سوءتفاهم این است که نقدینگی را با اسکناس چاپشده یکی بگیریم. اسکناس و سکه سهم بسیار کوچکی از نقدینگیاند. نقدینگی، که با نماد M2 شناخته میشود، عمدتاً عدد در حسابهای بانکی است و از دو بخش ساخته شده: «پول» یعنی اسکناس در دست مردم بهعلاوهٔ سپردههای دیداری، و «شبهپول» یعنی سپردههای مدتدار و پسانداز؛ پولی که هست اما فعلاً در گردش نیست.
بخش عمدهٔ پول تازه را هم نه چاپخانه، بلکه نظام بانکی از راه وامدهی خلق میکند. وقتی بانکی به شما وام میدهد، اسکناسی از جایی برنمیدارد؛ صرفاً عددی را در حساب شما ثبت میکند که پیشتر وجود نداشت. سازوکار کامل این «خلق پول بانکی»، ضریب فزاینده و رابطهٔ پایهٔ پولی با نقدینگی را پیشتر در درس نقدینگی و پایهٔ پولی باز کردهایم.
منابع اصلی رشد نقدینگی در ایران عمدتاً چهار تا بودهاند: کسری بودجهٔ دولت و تأمین آن از منابع بانکی؛ تسهیلات تکلیفی، یعنی وامهایی که بانکها فارغ از توجیه اقتصادی موظف به پرداخت آناند؛ ناترازی بانکها، چون بانکی با دارایی منجمد و زیان انباشته برای پرداخت سود سپردهها ناچار به استقراض از بانک مرکزی میشود؛ و سود مرکب خود سپردهها، که بخشی از رشد نقدینگی صرفاً سودِ تعلقگرفته به پول موجود است.
آهنگ این رشد کمی کند شده اما نشکسته است: رشد نقدینگی در اردیبهشت ۱۴۰۵ حدود ۵۲ درصد گزارش شد، یعنی همچنان بالای ۵۰ درصد.
عددها
| شاخص | مقدار | تاریخ |
| حجم نقدینگی | حدود ۱۵٬۵۸۱ همت | پایان سال ۱۴۰۴ |
| رشد نقدینگی | حدود ۵۳٫۳ درصد | پایان سال ۱۴۰۴ |
| رشد نقدینگی | حدود ۵۲ درصد | اردیبهشت ۱۴۰۵ |
| تورم نقطهبهنقطه | حدود ۸۳٫۹ درصد | تیر ۱۴۰۵ |
| تورم سالانه | حدود ۶۱٫۴ درصد | تیر ۱۴۰۵ |
| دلار آزاد | ۱۹۲٬۴۰۰ تومان | ۸ مرداد ۱۴۰۵ |
| حوالهٔ مرکز مبادله (فروش) | حدود ۱۵۲٬۷۸۶ تومان | ۸ مرداد ۱۴۰۵ |
| سکهٔ امامی | ۱۸۸٬۰۱۰٬۰۰۰ تومان | ۸ مرداد ۱۴۰۵ |
یک نکتهٔ روششناختی که باید صریح گفت: رقم ۵۳٫۳ درصد مربوط به پایان سال ۱۴۰۴ است و رقم ۸۳٫۹ درصد نقطهبهنقطهٔ تیر ۱۴۰۵. این دو پنجرهٔ زمانی کاملاً منطبق نیستند و مقایسهشان یک تصویر تقریبی میدهد، نه یک معادلهٔ دقیق. اما جهت تصویر روشن است و با رقم اردیبهشت ۱۴۰۵ هم عوض نمیشود: قیمتها جلوتر از پول حرکت کردهاند.
محرکها
سرعت گردش پول و انتظارات. اگر پول در سپردههای بلندمدت راکد بماند، فشار تورمی کمتری میسازد. اما وقتی اعتماد به آیندهٔ ارزش پول کم شود، سپرده از حساب بیرون میآید و به کالا و دارایی تبدیل میشود؛ سرعت گردش بالا میرود و همان حجم نقدینگی، تورم بیشتری تولید میکند. به بیان دیگر انتظار تورم، خودش یکی از عوامل تورم است. بخش بزرگی از آن شکاف ۳۰٫۶ واحدی همینجا ساخته میشود.
تولیدی که همراهی نمیکند. اگر تولید واقعی هم رشد کند، بخشی از پول تازه جذب میشود و به قیمت نمیرسد. مشکل وقتی حاد میشود که نقدینگی بیش از ۵۰ درصد رشد کند و تولید تقریباً ثابت بماند؛ آنوقت تمام فشار روی قیمتها مینشیند.
کانال ارز. در اقتصادی که مواد اولیه و بخشی از سبد مصرف را وارد میکند، نرخ ارز مستقیم به قیمتها منتقل میشود. در ۸ مرداد ۱۴۰۵ دلار آزاد روی ۱۹۲٬۴۰۰ تومان بود در حالی که نرخ حوالهٔ مرکز مبادله حدود ۱۵۲٬۷۸۶ تومان قرار داشت؛ فاصلهای نزدیک ۳۹٬۶۰۰ تومان. این شکاف خودش یک کانال مستقل انتقال قیمت است، چون بخشی از واردات با نرخ ترجیحی و بخشی با نرخ آزاد تأمین مالی میشود. تفکیک کامل کانالهایی که نرخ ارز را میسازند را در این تحلیل آوردهایم.
و لایهٔ سیاستگذاری. بانک مرکزی در اول مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد مرحلهٔ دوم افزایش نسبت سپردهٔ قانونی اجرا میشود و این نسبت طی دو مرحله مجموعاً ۱٫۵ واحد درصد بالا میرود؛ ابزاری که مستقیماً قدرت وامدهی و در نتیجه خلق پول شبکهٔ بانکی را محدود میکند. در همان هفته، دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵، بانک مرکزی در عملیات بازار باز ۶۰ همت به بازار بینبانکی تزریق کرد. این دو با هم تصویر یک سیاستگذار را میسازند که همزمان میخواهد ترمز خلق پول را بکشد و کمبود نقدینگی کوتاهمدت بانکها را هم پوشش دهد.
پول تازه به کجا میرود؟
این مهمترین بخش برای کسی است که بازار را دنبال میکند. پول جدید در اقتصاد یکجا و یکباره پخش نمیشود؛ مسیر طی میکند. معمولاً ابتدا وارد داراییهایی میشود که عرضهٔ محدود و نقدشوندگی بالا دارند: ارز، طلا و سکه. سپس به سراغ بازارهای بزرگتر و کندتر میرود، یعنی سهام، و در انتها مسکن که سنگینترین و کندترین بازار است.
به همین دلیل در دورههای جهش نقدینگی معمولاً یک ترتیب از رشد بازارها دیده میشود، نه رشد همزمان. و به همین دلیل کسی که همیشه دنبال بازاری میدود که تازه رشد کرده، معمولاً دیر میرسد.
اگر بخواهیم بلندمدت را معیار بگیریم، سنجه نباید تورم اعلامی باشد بلکه باید رشد نقدینگی باشد، چون آن است که اندازهٔ واقعی رقیق شدن پول را نشان میدهد. در بازهٔ ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ نقدینگی حدود ۱۱۹ برابر شد. در همان بازه، بر پایهٔ جمعبندی پایگاه خبری بازار سرمایه (سنا)، شاخص کل بورس حدود ۳۸۲ برابر و سکهٔ طلا حدود ۱۹۰ برابر شدند، در حالی که مسکن تهران حدود ۹۶ برابر، سپردهٔ بانکی حدود ۳۸ برابر و دلار آزاد حدود ۳۵ برابر شد. یعنی در آن بیست سال فقط دو کلاس دارایی از رشد نقدینگی جلو زدند و بقیه با وجود رشد عددی چشمگیر، قدرت خرید از دست دادند. جزئیات این مقایسه را در گزارش ۲۰ سال، ۶ بازار آوردهایم.
سه قید مهم این نتیجه را محدود میکند: این میانگین یک بازهٔ بیستساله است و در بازههای کوتاهتر ترتیب کاملاً عوض میشود؛ شاخص کل بورس تجربهٔ هیچ فرد واقعی نیست و بازدهی هر شخص به انتخاب سهم و زمانبندی او بستگی دارد؛ و داراییهای پربازدهتر نوسان و ریسک بالاتری هم داشتهاند، چنانکه بورس در همین بازه چند ریزش بیش از ۴۰ درصدی را تجربه کرد.
چشمانداز
تا وقتی رشد نقدینگی بالای ۵۰ درصد بماند و تولید همراهی نکند، انتظار تورم پایین انتظار واقعبینانهای نیست. ابزارهایی مثل افزایش نسبت سپردهٔ قانونی روی طرف عرضهٔ پول کار میکنند و اثرشان با تأخیر چند ماهه دیده میشود؛ اما آن ۳۰٫۶ واحد فاصله عمدتاً روی طرف انتظارات و نرخ ارز نشسته است و این دو با ابزار پولی بهتنهایی جمع نمیشوند. کاهش پایدار شکاف دلار آزاد و حوالهٔ مرکز مبادله، و بازگشت پول به سپردهٔ مدتدار، دو نشانهایاند که اگر دیده شوند یعنی سرعت گردش پول واقعاً کم شده است. اینها برآورد و چارچوب تحلیلیاند، نه پیشبینی عددی.
جمعبندی
تورم در ایران یک پدیدهٔ قیمتی نیست؛ یک پدیدهٔ پولی است که خودش را در قیمتها نشان میدهد، اما ضریب تبدیلش ثابت نیست. عدد امسال این را صریح میگوید: پول ۵۳٫۳ درصد بزرگتر شد و قیمتها ۸۳٫۹ درصد. آن ۳۰٫۶ واحد اضافه را انتظارات، سرعت گردش پول و نرخ ارز ساختهاند، نه دستگاه چاپ. تنها چیزی که باید از این گزارش به خاطر بسپارید این است: عدد ریالی داراییتان را با رشد نقدینگی بسنجید، نه با عدد سال گذشتهٔ خودتان. این تنها راهی است که بفهمید واقعاً جلو رفتهاید یا فقط عددتان بزرگتر شده است.
چه چیزی را رصد کنیم
گزارشهای ماهانهٔ بانک مرکزی از رشد نقدینگی و پایهٔ پولی، شاخص قیمت مصرفکنندهٔ مرکز آمار ایران در مردادماه، اثر مرحلهٔ دوم افزایش نسبت سپردهٔ قانونی بر ترازنامهٔ بانکها، و فاصلهٔ نرخ دلار آزاد با حوالهٔ مرکز مبادله در صفحهٔ قیمتهای ارز سهمینو. رویدادهای دارای تاریخ مشخص را هم در تقویم بازار سهمینو دنبال کنید.
این گزارش تحلیلی و آموزشی است و توصیهٔ خرید یا فروش هیچ داراییای نیست. ارقام تورم اعلامی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی همواره یکسان نیستند؛ مبنای این گزارش اعلام مرکز آمار ایران است.